۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۱۴:۵۱ شناسه :۶۲۳۸۳

رونمایی از ۸۰ پرده خاطرات رزمنده جبهه جهانی مقاومت اسلامی:

"تو شهید نمیشی" جواب محمودرضا بیضایی به برادری که گفته بود به شهر خود برگرد / بوسه ای که شهید به پای شهدای آینده زد

مراسم رونمایی از کتاب "تو شهید نمیشی" مجموعه خاطرات شهید جبهه جهانی مقاومت اسلامی محمودرضا بیضایی در تبریز برگزار شد.

به گزارش ائل، مراسم رونمایی از کتاب  "تو شهید نمیشی" مجموعه خاطرات شهید جبهه جهانی مقاومت اسلامی و اولین شهید مدافع حرم تبریزی، محمودرضا بیضایی با حضور خانواده شهدا و دلدادگان به مکتب ایثار و شهادت در تبریز برگزار شد.

حسرت استاد به مقام شاگردی که درجات استادی در مکتب ایثار را پیمود

این محفل معنوی که رونمایی از 80 پرده از گزیده خاطرات این شهید به قلم احمدرضا بیضایی، برادر شهید بود؛ با خاطره گویی دوستان آن مهاجر کوی عشق گرم تر شده بود و ذکر خاطرات کودکی تا نوجوانی و جوانی و هجرت به جبهه های شام، آلبوم خاطرات آقا محمودرضا ورق زده می شد.

Image title


برپور، جانباز دوران دفاع مقدی و مربی کاراته شهید بیضایی، اولین کسی که ناگفته هایش از شهید را می گوید و سراسر نطقش همراه با بغضی سنگینی و آه حسرت در فراق آن شاگردی است که در یک چشم به هم زدن مقام استادی در ایثار و مردانگی را طی کرد.

غبطه رفیق سنی مذهب به جهد و ادب برادری که او را با نهج البلاغه آشنا کرد

حضور دوست صمیمی از بین دوستان محمودرضا به جهت ویژگی خاص او، فضای جمعیت را به بهت فرو می برد. سید علی ساداتی، از برادران اهل سنت مقیم تبریز که از محمودرضا بعنوان رفیق صمیمی یاد می کند . او که به خوبی زبان ترکی را تکلم می کند از ادب، اخلاق حسنه و حتی جهد و تلاش محمودرضا در بازی فوتبال یاد کرده و به آن غبطه می خورد.

Image title


او همچنین محمودرضا را عاملی مهم برای شناخت خود با نهج البلاغه می داند و همگان را به خواندن کلام علوی دعوت می کند.

مردانگی آقامحمودرضا در میدان ورزش و پیامی که به رقیب خود می داد

ساداتی سنی مذهب که خیلی با محمودرضای شیعی انس داشت؛ اوج مردانگی شهید بیضایی را این چنین بیان می کند: در مسابقه کاراته، محمودرضا وقتی به حریف غلبه می کرد؛ پایش را تا صورت حریف می آود اما ضربه نمی زد با اینکه میتوانست بزند اما مردانگی اجازه نمی داد بزند؛ گویی می گفت می توانم بزنم اما نمی زنم.

پرده بعدی خاطرات شهید فدایی آل الله در پخش مصاحبه ای با یکی از همرزمان شهید ورق می خود. همرزم شهید با اشاره به یکی از جلسات آموزشی محمودرضا با نیروهای عراقی، به حالت عجیب شهید بیضایی در بوسیدن پای آن رزمندگان پرداخته و از زبان شهید بیضایی یادآور می شود که محمودرضا می گفت من می دانم یکی از شما شهید می شوید و من پای یک شهید را می بوسم.

جرقه رفاقت هایی که شهید مظلوم بدرحداد زد

دو تن از همسنگران محمودرضا در مسجد چهارده معصوم(ع) شهرک پرواز به خاطرات کودکی ونوجوانی خود با این شهید سفر کرده می پردازند و یکی از آنها جرقه این رفاقت دیرینه و تمام نشدنی را واسطه ای به نام شهید گمنام و مظلوم یعنی شهید حاج اسماعیل بدر حداد، فرمانده پایگاه بسیج مسجد عنوان می کند.

نوبت به برادر و سنگ صبور شهید یعنی احمدرضا، نویسنده کتاب می رسد. او هدف از نوشتن خاطرات محمودرضا را نه به نیت کتاب بلکه  عشق به محمودرضا دانسته و جمع آوری آن بصورت کتاب را  به درخواست دوستان عنوان می کند.

برادر شهید:  افکار عمومی جامعه  با آرمان نهضت جهانی مقاومت بیگانه هستند

احمدرضا که خود فعال فرهنگی است؛ به غربت رزمندگان جبهه مقاومت اسلامی اشاره کرده و  اذعان می کند که افکار عمومی جامعه  با آرمان نهضت جهانی مقاومت بیگانه هستند و از این جهت چاپ چنین کتابی را زودتر از موعد می داند و تنها به خواهش دوستان این کار را انجام داده است. 

وی عنوان می کند که این دفتر اول است و مجموعه خاطرات دیگر محمودرضا را از زبان همسر، پدر و مادر و همرزمانش دنبال خواهد کرد.

Image title


گفتنی است عنوان کتاب " توشهید نمی شوی" سخن محمودرضا در جواب برادری بود که به او گفته بود به جای جنگ در سوریه، اسباب خود را جمع کند و به تبریز برگشته و آنجا خدمت کند.