تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

در گفتگوی مشروح و صریح ائل با شبستری خیابانی مطرح شد / بخش دوم

همه جزئیات اختلاف آرای سعیدی و منادی و شکایت بیگی / برخی از مردم حتی نام نمایندگان شهر خود در مجلس را نمی دانند / ائل منتقد متعادل دولت است

شبستری خیاباانی در گفتگوی تشریحی با ائل به همه جزئیات اختلاف آرای سعیدی و منادی و شکایت بیگی علیه خود پرداخت.

همه جزئیات اختلاف آرای سعیدی و منادی و شکایت بیگی / برخی از مردم حتی نام نمایندگان شهر خود در مجلس را نمی دانند / ائل منتقد متعادل دولت است

 ائل / صابر عیسی پور و حمید وظیفه


بخش دوم مصاحبه تفصیلی ائل با سعید شبستری خیابانی، معاون امنیتی سیاسی استانداری آذربایجان شرقی در دولت یازدهم، در موضوعاتی چون انتخابات مجلس دهم، ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا و برخی حواشی دوران مدیریت وی به شرح ذیل می باشد:


ماجرای شکایت بیگی علیه شبستری: شکایت نماینده محترم مجلس، بی سابقه و دون شان یک فرد سیاسی نبود

ائل: در دوره مسئولیت شما دو انتخابات برگزار شد. یکی  انتخابات مجلس شورای اسلامی بود که در این انتخابات هم دو اتفاق به وقوع پیوست. یکی قبل از انتخابات بود که  تنش رسانه ای بین شما و استاندار قبلی وجود داشت و حتی مطرح شد که ایشان از شما شکایت هم کرده بودند. در این مورد توضیحی میفرمایید.

 بعضا می گفتند که اصلا درمورد گذشته هیچ حرفی زده نشود. حرف ما این بود که علت حرف زدن درباره گذشته این نبود که ما می خواهیم گذشتگان را محکوم کنیم قصد ما این بود که مخاطب ما بداند که وضع موجود چگونه بود و آن انتظاراتی که از ما بود که چرا فلان کار را انجام نمی دهید، ما مجبور بودیم درباره گذشته حرف بزنیم که مردم بدانند که ما شرایط گل و بلبل و شسته رفته را تحویل نگرفته ایم.

حرف آنها این بود که مطرح کردن آن حرف ها در مورد یک فرد مشخص بود و همه هم می دانستند که آن فرد کاندیدای نمایندگی مجلس خواهد شد و می گفتند که این صحبت ها عمدا و برای وارد کردن هجمه به آن کاندیدا گفته می شود. خیر ما اصلا بحث مان مربوط به یک نفر خاص نبود. ولی آن شخص همه حرف های ما را به خود ربط می داد. مثلا وقتی ما در مورد فلان طرح و فلان موضوع در گذشته اظهار نظر می کردیم، این شخص فکر می کرد که منظور ما او بود. خوب اگر شما این کار را انجام داده اید، که خودتان باید پاسخگو باشید ولی اصلا فرد مد نظر شما نبودید. یا بطور مثال نقطه تقابل ما که منجر به شکایت ایشان شد، یک جلسه ای برای بازنشستگان تشکیل شده بود که هم من در آن جلسه حضور داشتم و هم آن نماینده محترم. ایشان موقع سخنرانی در این جلسه یک سری صحبت هایی را علیه دولت بیان کردند ولی بعد از اتمام سخنرانی شان، از جلسه تشریف بردند. وقتی که نوبت به من رسید، من هم یک سری مسائل از گذشته مطرح کردم که بلافاصله رفتند و از من شکایت کردند که البته در شأن یک فرد سیاسی نیست که بخاطر یک سخنرانی و صحبت از یک نفر شکایت کند و اصلا سابقه ندارد که علیه معاون سیاسی استاندار شکایتی صورت پذیرد.که البته به نظر من در محافل سیاسی هم از این اقدام استقبالی نشد. اگر سخنان من خلاف واقعیت بود، بهتر بود ایشان برادرانه با من صحبت می کردند و می گفتند که حرف های تو بنا به این دلایل خلاف و دروغ است یا اگر نمی خواستید با من صحبت بکنید بالاخره رسانه ها هستند و می توانستید در رسانه ها صحبت کنید و بگویید که بنا به این دلایل حرف های من نادرست است.

من حتی یک مصاحبه هم ندیدم که ایشان واقعا با دلیل و مدرک صحبت های من را رد کنند. کار که به شکایت رسید دو سه مرتبه رفتیم و حرف هایمان را زدیم که هم دادگاه بدوی تبرئه ام کرد چون من همه آن صحبت ها را از روی سند و مدرک گفته بودم و شاید آن حرف ها بخشی از مسائل بود که من گفتم. در واقع من صلاح نمی دانم که همه اتفاقات گذشته را بیان کنم.چون معتقد هستم ما نباید با گفتن این حرف ها مردم و جامعه را دلسرد و مأیوس کنیم چون به حد کافی مشکلات وجود دارد. آن 3 هزار میلیارد تومان چه شد و به کجا رسید؟ یا مثلا 12 هزار میلیارد آقای زنجانی چه شد؟ در حالیکه وی دستگیر شده است. هنوز هم نتایجش مشخص نشده است. ولی بعضا لازم است که به مردم آگاهی لازم داده شود تا همه بدانند که این دولت در چه وضعیتی امور را تحویل گرفته است و همه تلاش دولت هم در این است که این وضعیت موجود را سر و سامان دهد و ما نمی گوییم که این مسئولیت در گردن ما نیست و از گردن مان بیندازیم. از طرفی در جایی که بازنشستگان حضور داشتند و البته خودتان هم می دانید که بازنشستگان اکنون در چه وضعیتی هستند آیا این کارخوبی است که یک فرد بیاید و برای تحریک احساسات آن جمع 600، 700 نفری آن حرف ها را علیه دولت به زبان بیاورد؟ خوب طبیعی است من هم می توانم پاسخ آن حرف ها را بگویم و حتی می توانم 10 برابر آن حرف ها را بیان کنم ولی من هرگز نخواستم به آن طریق عمل کنم. اصلا تصور شان این بود که وقتی ما در مورد گذشته حرف می زنیم، منظورمان فقط ایشان است در حالی که حرفهای ما کلی بود و صرفا منظورمان آن فرد نبود. حتی بعضی از مشکلات مربوط به دوران قبل از مدیریت آن شخص بود و مربوط به قبل از دولت نهم و دهم بود که باقی مانده بود و اصلا ربطی به دوره مدیریتی ایشان نداشت.


یکی نیست به ایشان{بیگی} بگوید که خودتان زمانی در بدنه دولت بودید پس چرا کاری نکردی تا این مشکلات حل شود

ائل: به هرحال حرف اصلی ایشان این بود که شما آن حرف ها را در ایام منتهی به انتخابات مطرح می کردید و انتقاد شما از مدیریت استان در دولت قبل بود که وی اکنون کاندیدای انتخابات است و این حرف ها جنبه انتخاباتی دارد.

آن نفرات که در ایام انتخابات آن حرف ها را می زدند، باید منتظر پاسخ می بودند ومن بعنوان تبیین کننده سیاست های دولت موظف بودم که از دولت دفاع کنم یا باید آن پست را قبول نمی کردم و اگر قبول کردم باید از دولت دفاع بکنم. من دیدم که به دولت ظلم می شود. چون ایام انتخابات بود و نوک پیکان ها به سمت دولت بود و چون طبیعتا مردم از حرفهای انتقادی خوششان می آید و آن افراد بیایند و از این ایام علیه دولت سوء استفاده کنند و با تخریب دولت همه مشکلات را به گردن دولت بیندازند و دولت را مقصر نامند، یکی نیست به آن شخص بگوید که خودتان زمانی از بدنه دولت بودی پس چرا کاری نکردی تا این مشکلات حل شود. این حرف هایی که می زنی چرا خودتان حل شان نکردی؟ مگر این مشکلات یک شبه به وجود آمده بودند؟به طور مثال اگر بیکاری صرفا متعلق به این دولت است و قبلا 2 درصد بود و در این دولت به 12 درصد رسیده است، حرفی نیست ولی وقتی که مشکل بیکاری از قبل وجود داشت، چرا با سوء استفاده از ایام این مشکل را به گردن دولت می اندازی؟ پس چرا وقتی نفت به قیمت 140 دلار فروخته می شد و میلیارد میلیارد پول وارد این کشور می شد، من هم جاده اهر-تبریز ، اتوبان مرند-جلفا و یا سراب به بستان آباد را مثال می زدم که چرا کاری صورت نگرفته است. من می گفتم که اگر واقعا تحریم بود و اصلا پولی وجود داشت یا نه، درکل کشور همزمان بود پس چرا در راه ها و جاده های اصفهان، مشهد یا فارس وضعیت انگونه نبود و فقط ما عقب مانده بودیم؟ اگر تحریم و بی پولی بود برای همه بود و اگر پول وجود داشت، باز هم برای همه وجود داشت. مایی که همیشه در بین 5 استان برتر و نمونه کشوری قرار داشتیم، چطور شد که عقب ماندیم و به رتبه های بیستم با بیست و ششم رسیدیم؟ این که حرف من نیست و طبق گزارش مرکز آمار می گویم. چطور شد که استان در 5 سال آخرمدیریت دولت قبل جزو استان های رده پایین قرار گرفته بود؟چه اتفاقی افتاده بود درحالیکه شما اصلا ندیده بودید که افراد معتاد آنهم خانم ها . دختران 6 ، 7 ماه در زیر پل ها بخواند. کی این اتفاق افتاده بود و چه شد که به این وضعیت رسیده بودیم؟ این ها برای ما جای سوال داشت و ما می گفتیم که اگر واقعا پاسخی دارید، بگوییداگر از دستتان بر می آمد در زمان مدیریت خودتان انجام می دادید و چرا به گردن دولت می اندازید؟ اگر پاسخی ندارید، لااقل این موضوعات را مطرح نکنید و فقط برنامه های خود برای نمایندگی مجلس را بیان کنید. خوب متاسفانه این کار را نمی کنند و با برنامه صحبت نمی کنند و تصور می کنند که اگر پایشان را بر دوش دیگران بگذارند می توانند بالا روند. البته تنها این شخص نبود و سایر کاندیدا ها هم این کار را می کردند ولی چون درباره ایشان یک مقدار حساسیت بالا بود و اکثر رسانه پیگیر بودند، ماهم مجبور بودیم پاسخ دهیم یعنی ما همیشه عکس العمل کارهای ایشان را انجام می دادیم و این ما نبودیم که ابتدا به ساکن آن کار ها و بحث ها را شروع کنیم و اگر نگاه کنید می بینید که هرگاه آن شخص درموضوعی صحبت نمی کرد، ما هم هیچ چیزی نمی گفتیم ولی وقتی موضعی مطرح می شود لازم و ضروری است که برای تنویر افکار عمومی پاسخ انها را بدهیم و اگر این کار را نکنیم خیانت کرده ایم.


Image title


تا زمانیکه انتخابات الکترونیکی نشود؛ ایرادات وجود خواهد داشت / همه جزئیات اختلاف آرای سعیدی و منادی


ائل: در همان انتخابات مجلس شورای اسلامی در دور دوم یک سری حواشی بین دو کاندیدا(آقایان سعیدی و منادی) به وجود آمده بود که یکی از کاندیدا ها اعتراض کرد و بعد از بررسی  به مجلس راه یافت، ایراد کار در کجا بود؟ گویا یک تعداد هیئت اجرایی را مقصر می دانستند که در حین شمارش اشتباهاتی صورت گرفته بود.


تا زمانی که انتخابات الکترونیکی نشود، این مشکلات و ایرادات همچنان وجود خواهد داشت. چه این دولت باشد و یا هر دولت دیگری. وقتی که یک سری نفرات، آرای یک صندوق را می شمردند، اگر همان نفرات دوباره آن صندوق را بشمارند در نتیجه آراء اختلاف پیش خواهد آمد و در هر صندوق در یک یا دو رأی اختلاف وجود داشت. شما فرض کنید اگر در حدود 700 صندوق تبریز در هر صندوق حتی یک رأی هم بطور اشتباه شمرده شود، نتیجه اش می شود 700 رای.

با توجه به اینکه رقابت این کاندیداها خیلی نزدیک بهم بود و کمتر از 300 یا 400 رای با یکدیگر فاصله داشتند ما می دانستیم که هرچقدر رأی این افراد بهم نزدیک شود، اعتراضات احتمالی به وجود خواهد آمد. وقتی شمارش آرا توسط نیروی انسانی صورت می گیرد، احتمال خطا وجود دارد. بالاخره یک روز تمام در حوزه انتخابی حضور داشتن و خسته بودن، برگزاری چندین انتخابات در یک روز و... عواملی است که در ایجاد خطا در شمارش آرا دخیل هستند و تا زمانی که انتخابات به صورت دستی برگزار شود، نه تنها در این انتخابات بلکه در سایر انتخابات نیز این مشکلات وجود خواهد داشت و هیچ کدام از این مشکلات کم نخواهد شد.

وقتی که کاندیداها اعتراض خود را اعلام کردند، بازشماری مجدد صورت گرفت و این بازشماری مجدد که به صورت محدود صورت گرفت، مشاهده شد که نتیجه شمارش نسبت به قبل متفاوت است واین تفاوت هم محتمل بود چون که اگر فاصله بین آرا در حدود مثلا2 هزار رای بود، صندوق های نمونه ای که بازشماری شدند، تفاوت چندانی به وجود نمی آمد و می گفتند که در تمام صندوق ها این نتیجه را تعمیم دهیم، تغییری در رتبه کاندیدا ها به وجود نمی آید. اما چون رقابت خیلی نزدیک بود و وقتی دیدند که در تعدادی از صندوق ها در نتیجه آرا تفاوت به وجود آمد، و اگر این تفاوت به سایر صندوق ها هم تعمیم داده شود، ممکن است در جایگاه ها تفاوتی ایجاد کند و مجبور شدند همه صندوق ها را بازشماری کنند که این بار خود نفرات شورای نگهبان آمدند و صندوق ها را بازشماری کردند و از طرف ما هیچگونه دخالتی صورت نگرفت. نظر آنها این بود که در یکی دو صندوق اشکال به وجود آمده است و نام برخی کاندیدا ها در دو لیست مجزای شمارش آرا وجود داشت و بازای هر رای دو بار شمارش می شد و در واقع یک رای را یکبار در این لیست و یکبار در لیست دیگری شمرده بودند و ما هم متوجه شدیم که این اشتباه بطور کاملا سهوی صورت گرفته است چون ما از طریق نهاد های اطلاعاتی و امنیتی به قضیه ورود کردیم.


منشا اختلاف آرا، صندوق زندان نبود؛ بلکه اشتباه در شمارش بود

ائل: ظاهرا به یک صندوق خاص نیز تاکید داشتند که آن صندوق منشا اختلاف است.آیا چنین مساله ای وجود داشت؟

خیر. آن صندوق نبود. صندوقی که شما می فرمایید، صندوق زندان است که مشکل از آن صندوق نبود . هرچند که اول روی آن تأکید داشتند که چون این شخص در آنجا افرادی را دارد و باعث ایجاد این اختلاف شده است، ولی اصلا در آن صندوق هیچ مشکلی نداشتیم.اکثریت آراء مربوط به یکی از مساجد بود و جالب اینجاست که همه نفرات آن مسجد توسط مسئولین شورای نگهبان به ما معرفی شده بودند و آنهم به این علت بود که آنها را می شناختند و افراد معتمدی بودند.واقعا هم این یک اشتباه کاملا سهوی بود که توسط بانوان آن حوزه انتخابی صورت گرفته بود و تقریبا 300، 400 رأی جابجا شده بود و ما هم دیدیم چون این کارها دستی صورت می گیرد احتمال به قوع پیوستن این نوع اشتباهاتوجود دارد. در سایر صندوق ها هم تقریبا یکی دو رأی این طرف بیشتر یا کمتر می شد یا مثلا 10، 11 رأی از آن طرف بیشتر و کمتر می شد. به نظر من اگر آن رأی ها دوباره و توسط نفرات دیگر که توسط خود شورای نگهبان انتخاب می شدند، بازشماری می شد بازهم احتمال به وجود آمدن این اشتباهات وجود داشتو تعداد رأی ها متفاوت می شد و تا زمانی که آرا به صورت الکترونیکی نشود، همواره این مشکلات را خواهیم داشت. درحالی کهما امسال در چند شهرستان انتخابات شورای شهر را به صورت الکترونیکی برگزار کردیم و حتی یک رأی هم جابجا نشد و مشکلی پیش نیامد با اینکه خیلی ها اعتراض می کردند که نمی شود ولی وقتی نتیجه ها مشخص شد، دیدند که حتی یک رای هم جابجا نشده است. اکنون شاید حتی در کشورهای نه چندان پیشرفته هم انتخابات بصورت الکترونیکی برگزار می شود. از محاسن این نوع انتخابات اولا سریع بودن انتخابات است و ثانیا هیچ کس هم نمی تواند در آرا دخالتی داشته باشد.

کاندیداهای شکست خورده شورای شهر تبریز، دچار اشتباه محاسباتی شدند

ائل: یکی دیگر از انتخابات زمان معاونت شما، شوراهای شهر و روستا بود. در انتخابات شورای شهر در تبریز هم که یک سری مشکلاتی به وجود آمد، ایراد کار از شمارش بود یا مشکل دیگری وجود داشت؟


برخی کاندیداها انتظار نداشتند که این نتایج رقم بخورد و گاها دچار اشتباه محاسباتی می شوند. افراد سیاسی اکثر حرف ها و صحبت ها وتصمیم گیری هایشان را در جمع و گروه خودشان را انجام می دهند و از بیرون اطلاعات چندانی ندارند. در حالیکه در جامعه و فضای بیرون از این جلسات کلا فضا و جریان دیگری وجود دارد. حتی در رسانه ها هم اینگونه است. مثلا می گویند که در فلان سایت فلان مطلب نوشته شده است ولی اصلا به این توجه نمی شود که در بیرون و در بین مردم آن سایت اصلا شناخته شده است یا خیر. یا مثلا گفته می شود که در فلان کانال خبری 15 هزار نفر عضو وجود دارد در حالیکه همین اعضا در کانال های خبری دیگر هم عضو هستند. اینطور نیست که این 15 هزار عضو فقط در یک کانال هستند و اعضای سایر کانال ها افراد دیگری هست.

برخی از مردم حتی نام نمایندگان شهر خود در مجلس را نمی دانند

شما الان بروید و از مردم بیرون بپرسید که مثلا چند نفر نماینده مجلس دارید؟ و آیا اصلا اسامی این نماینده ها را می توانند نام ببرند؟ من حالا نمی خواهم به مقامات بالاتر هم اشاره کنم که مبادا دچار سوء تفاهم شوند. اصلا حال و هوای بیرون و جامعه کلا متفاوت است ما چرا از این حال و هوا خبری نداریم؟

این کاندیداهای شورای شهر هم دچار همین اشتباه محاسباتی شده بودند. مثلا می گفتند که 40 هزار رأی در فلان منطقه دارم ، 20 هزار رأی در یک منطقه دیگر. یا مثلا تصور می کردند چون قبلا رأی داشتند و انتخاب شده بودند، این دوره نیز همان رأی ها را جمع خواهند کرد. در حالیکه در جامعه خیلی چیز ها بود که این افراد نمی دیدند و آن افتضاحی که شورای چهارم به وجود آورد به اندازه کافی ضربه خودش را زده بود و دود این افتضاح نه فقط به خود آن افراد بلکه به چشم همه وارد شد. این افراد اعتراض کردند و بازشماری آرا انجام شد و خودشان هم دیدند که تفاوت زیادی در نتایج به وجود نیامد البته همانگونه که اشاره شد به علت دستی بودن شمارش گاها یک یا دو رای جابجا می شد اما چندان تاثیرگزار نبود که در صورت تعمیم دادن به سایر صندوق ها تغییری در نتایج به وجود بیاید. حتی اگر کل صندوق ها هم باز شماری می شد باز هم تغییری در رده ها به وجود نمی آمد. ولی با این وجود اصلا قانع نمی شدند.


متاسفانه در بعضی جاها بدون فساد هیچ کاری صورت نمی گیرد

ائل: با توجه به اینکه به شورای چهارم و حواشی اشاره کردید، از فساد مالی در این شورا و نحوه وورد دستگاه های امنیتی به موضوع بفرمایید.


سیاست کلی ما در استانداری این بود که با فساد مبارزه کنیم. فساد برای همه است و در مسئله فساد این نگاه وجود ندارد که فلان شخص استاندار است یا فرماندار. اکنون صادقانه کار کردن از جمله کارهای سخت بحساب می آید و متاسفانه در بعضی جاها فساد نهادینه شده است و بدون فساد هیچ کاری صورت نمی گیرد. ما از همان اولین روز قبول مسئولیت تصمیم گرفته بودیم که با فساد مبارزه کنیم و می دانستیم که برای این کار باید هزینه هم بپردازیم بالاخره یک سری افراد قدرتمند هستند که نفوذشان بسیار است و پشت قضیه هستند و در انتخابات ها و مسائل سیاسی و... میلیاردها پول خرج می کنند. ولی برای مهم نبود که این افراد چه کسانی هستند و فرقی هم نمی کرد که از چه جناحی باشند و ماباید مبارزه کنیم.

به همین دلیل آقای دکتر جبارزاده بارها به مسئولان اداره اطلاعات استان توصیه کرده بودند که به هرشکلی که می توانند مبارزه کنند و از هیچ شخصی هم نترسید و کار خودتان را بکنید و انصافا هم نهاد های امنیتی در این قضیه بخوبی ورود کردند و یک سری سرنخ هایی بدست آمد و چون یک سری خبرهایی هم برای ما می رسید ما این اخبار را در اختیار اداره اطلاعات قرار می دادیم هرچند که آنها اطلاعات و اخبار تکمیل تری داشتند ولی به هرحال این قضیه نیازمند حمایت مدیریت ارشد استان بود و مردم هم تشنه این بودند که باید جلوی متخلف را گرفت و با مفسدین برخورد جدی صورت پذیرد.


Image title


در روند پرونده فساد شورای چهارم، خیلی فشار روی ما بود / این فساد ریشه دار بود

ائل: در روند این پرونده فشارهایی روی شما وجود داشت؟

چرا فشار که بود. ولی بعضی فساد ها در طول سالهای 89 الی 91 صورت گرفته بود نه اینکه فقط از در 92 یا 93 اتفاق افتاده بودند. این فساد ها، فسادهای ریشه داری بودند و از آن زمان شروع شده بودند. به هرحال قطع آن رویه هزینه می خواست و هر فرد هم به نوعی به یک جا وابسته بود. بعضی از آن ها اظهار می کردند که ما با آنها برخورد سیاسی می کنیم. درحالیکه اصلا بحث سیاسی در آن قضیه وجود نداشت و اصلا مفهومی نداشت که ما سیاسی کار بکینم.

خیلی به ما فشار می آمد و می گفتند که آبروی استان در خطر است و از این حرفها. ما هم به آنها می گفتیم که پاسخگویی اعمال مان در مقابل خداوند مهم تر است یا آبروی استان؟ اگر در آن دنیا خداوند به ما می گفت که چرا وقتی آن فساد ها را دیدید ولی کاری انجام ندادید و چشمانتان را بستید؟ اتفاقا من برخلاف آن افراد معتقد بودم که این نقطه قوت نظام است و به آنها می گفتیم که اگر به استان های دیگر نگاه کنید می بینید که بدتر از این فساد ها را انجام داده اند ولی چون در آنها جرأت برخورد یا اراده برخورد وجود ندارد اما در استان ما هم اراده وجود دارد هم جرأت و مردم نیز سرمایه های ما هستند و اگر ببینند که گوش چند نفر کشیده شد و با آنها برخورد شد، به نظام دلگرم و امید وار می شود.

هنوز ابهامات زیادی در پرونده های فسادهای 3 هزار میلیاردی و پرونده جوانان خیر وجود دارد 

البته همانطور که عرض کردم بعضی مسائل بزرگ همچنان باقی مانده اند و در هاله ای از ابهام قرار دارند. هنوز هم برای مردم سوال است که آن3 هزار میلیارد تومان کجا رفت و پرونده اش به کجا رسید یا آن پرونده 12 هزار میلیارد تومان و یا حتی در خود استان هم هنوز مسائلی هستند. به طور مثال پرونده جوانان خیر چه شد؟اصلا برای خود من هم جای سوال دارد و فقط می گویند که پرونده اش مفتوح است پس کجاست. در حالیکه اسم یک عده ای در این پرونده وجود دارد و من اطلاعات موثقی دارم که یک اسامی برخی نفرات سرشناس، سیاسی و مسئولین وقت در پرونده جوانان خیر وجود دارد ولی تا کنون یا اصلا به دادگاه احضار نشده اند اگر هم به دادگاه احضار شده باشند، تا کنون نتیجه ای نداشته است. چون هرگز مشخص نشد که پرونده به چه نتیجه ای رسید و مردم هم بالاخره پیگیر هستند تا ببینند که آخر این قضیه به کجا رسید و شاید اکنون هم از سیستم قضایی انتظار دارند که این پرونده را بررسی کند. البته انصافا حاج آقای مظفری دادستان محترم و آقای خلیل الهی رییس دادگستری در این قضیه خیلی خوب ورود کرده اند و ان شاء الله مردم هم می بینند که شرایط چگونه پیش رفت و به چه نتیجه ای ختم شد.


تنها امکانات در اختیارم در زمان تصدی مدیریت بهزیستی، کلید سرویس بهداشتی بود

ائل: چطور شد که در دولت دوازدهم حضور پیدا نکردید؟ و آیا خودتان می دانستید که نخواهید بود یا خودتان نخواستید؟

من با آقای دکتر جبارزاده عهد بسته بودم که به ایشان کمک کنم و اصلا ذره ای به پست و مقام و... ارزش قائل نیستم و اصلا روحیه ام اینطور است. و از روز اولی که یک پستی را قبول می کنم، اعتقادم بر این است که این پست متعلق به من نیست وهمانطور که این پست به افراد قبل از من باقی نمانده است، به افراد بعد از من نیز باقی نخواهد ماند.اما معتقد بودم یک چیزی باقی خواهد ماند و آن پاسخگویی در برابر خدا و مردم است و طوری باید رفتار کنم که لااقل بتوانم جوابگوی کارهای خود باشم و بگویم که هرچه در توان داشتم برای کار و مسئولیتم گذاشتم و اصلا ممکن است یکی دو تصمیم غلط داشته باشم ولی براساس برداشت و آن چیزی که در اختیار داشتم، این تصمیمات را گرفته ام. اینطور نیست به طور عمد به یک نفر ظلم کرده باشم. حتی در آن زمان که در بهزیستی حضور داشتم نیز با همین روحیه و روال کار می کردم و وقتی که به من گفتند که باید این پست را تحویل دهم ( چه در بهزیستی و چه در استانداری) فورا دورکعت نماز شکر به جای آوردم و خدارا شکر کردم که این مسئولیت از دوش من پایین آمد. یا مثلا وقتی در بهزیستی بودم، رییس سازمان بهزیستی به من گفت که فعلا گفته ایم امکانات را از تو نگیرند و بعدا تحویل می دهی و من خیلی خندیدم و پرسیدند چرا می خندی؟ من گفتم به آن امکاناتی که گفتید فکر می کنم که چه چیزی می تواند باشد.موبایل، ماشین و خانه که اینها متعلق به خودم است مثلا چه امکانات دیگری در اختیار من است که فعلا تحویل ندهم و نگهدارم؟ فقط یک کلید به آنها نشان دادم و پرسیدند که این کلید کجاست. گفتم من حتی کلید اتاقم را هم خودم نگه نمی داشتم و پیش مسئول دفترم بود. ولی گاها وقتی در حین کار من مجبور بودم به سرویس بهداشتی بروم و برگردم به امورات مراجعین رسیدگی کنم، یک دری را از اتاقم به بیرون باز کردیم تا من بتوانم به دستشویی بروم و برگردم. و این کلید آنجاست. واین کل امکاناتی است که در اختیار من بود. می خواهید تحویلش دهم یا خیر.( با خنده )

در استانداری هم همیشه از خدا می خواستم که مرا وابسته پست و مقام نکند و این طور نباشد وقتیکه به من می گویند باید این پست را تحویل بدهی ناراحت باشم یا حسرت بخورم که چرا پستم را از من گرفتند و فلان حقوق و خانه سازمانی و امکانات را چطور از دست بدهم. همیشه هم از خدا می خواستم که سربلند بیرون بیایم و هرگز با ذلت پستم را تحویل ندهم و خدای نکرده پشت سرم تهمت زده نشود و بدنام نشوم و یا نقطه ضعفی نداشته باشم تا از آن سوء استفاده شود و از خداوند خواسته ام که در اوج صلابت کاری پستم را تحویل بدهم و همه بگویند که فلانی کارش را بخوبی انجام داد و رفت. به هر حال ما به آقای دکتر جبارزاه قول داده بودیم که تا زمانی که ایشان حضور دارند، ماهم باشیم و هرکمکی از دستمان بر می آید انجام دهیم و یک یا علی گفته بودیم.

ائل: آقای دکتر خدابخش به شما پیشنهاد همکاری ندادند؟

چرا. ایشان هم گفتند ولی ببینید معاونت سیاسی نزدیک ترین فرد به استاندار و جانشین آقای استاندار است و باید استاندار در انتخاب این فرد مخیر باشد و نمی شود که حتما باید نفر قبلی در این پست باقی بماند و باید سلایق و روش کاری بهم مربوط باشد. حالا بغیر از دوستی ها و صمیمیت ها که البته من خودم با آقای خدابخش سالهای سال هست که رفاقت داریم و دوست هستیم و آن زمانی که ایشان معاون سیاسی بودند، من هم مدیر کل بهزیستی بودم و با همدیگر ارتباط داشتیم ولی به هر حال من احساس می کردم که باید یک فردی باشد که به ایشان نزدیک باشد و خود ایشان هم خواهان حضور این فرد باشد. دومین بحث این است که ما آن قول را به آقای دکتر جبارزاده داده بودیم و واقعا هم خسته بودیم و از نظر خانوادگی و فشارهایی که وجود داشت، یک سری معذوریت هایی داشتم و از طرفی هم چون عرصه های علمی یکی از علاقه مندی های من است و از هر لحظه عرصه علمی لذت می برم.

در کارهای علمی نسبت به امور سیاسی راحت ترم

ائل: یعنی در فعالیت های علمی نسبت به مسائل سیاسی و استانداری راحت تر هستید؟

بله خیلی راحت هستم و از لحاظ فکری خیلی راحت هستم و در کارهای علمی فکرم را متمرکز کرده ام و اکنون نیز در دانشگاه به تخصصم ادامه می دهم.درحالیکه قبلا اصلا فرصت نبود این کار را انجام دهم و من با وجود اینکه از تخصص قبول شده بودم ولی بالاخره آن کار اجازه نمی داد به تخصصم برسم.

ائل: فکر می کنید در اینجا بیشتر مثمرثمر هستید یا در استانداری؟

من فکر می کنم جا برای کار کردن در این عرصه زیاد است و واقعا می خواهم مفید باشم و اینطور نیست که به کارهای روتین و روز مره برسم و الان هم در دانشگاه یک پروژه ای را شروع کرده ایم و می خواهم این پروژه را به پایان برسانم و اگر این پروژه به پایان برسد خودش یک تحول است و شاید چند سال طول بکشد تا به نتیجه برسد ولی بالاخره این پروژه هم خدمت به مردم است و در هر عرصه ای می شود به مردم خدمت کرد و من فکر می کنم عرصه های علمی جاهایی هستند که خیلی دلم می خواهد در این عرصه ها باشم و سایر مقام ها و پست ها همگی به اقتضای زمان بستگی دارند.

رسانه ها نباید از روی نگاه سیاسی جبهه گیری کنند. رسانه ها باید استقلال خودش را حفظ کند و وابسته به جناح و حزب و نهاد نباشد.


ائل منتقد متعادل دولت است

ائل: لطفا نظر خود را در مورد پایگاه خبری ائل نیز بفرمائید.

ائل پرس در مقایسه با سایر رسانه های منتقد ، جزو منتقین متعادل تر است ولی می تواند بهتر از این هم باشد و نقشش را بهتر از این ایفا بکند. به نظر من رسانه ها می توانند به مردم امید بدهند و در کنار مردم و سخنگوی مردم باشند. از این طرف هم رسانه ها می توانند سخنگو و نشان دهنده دستاوردهای نه فقط دولت بلکه کل نظام باشند. رسانه ها باید یک پل ارتباطی بین مردم و مجموعه مسئولین باشند. بنابراین رسانه ها هم می توانند امید بخش و هم می توانند مأیوس کننده مردم باشند که این نکته بسیار ظریفی است. رسانه ها می توانند تیتری را بزنند که امیدوار کننده باشد و هم می توانند تیتر های ناامید کننده بزنند. و معمولا هم موقع خواندن یک مطلب این تیتر است که همیشه در ذهن باقی می ماند و شاید اصلا تا آخر مطلب خوانده نشود. انتظاردیگری که از رسانه ها داریم این است که نباید همه انتظارات را به سمت دولت برد که فقط دولت باید کار کند. اصلا ما خودمان برای این کشورچه کرده ایم؟ در بحث اقتصاد مقاومتی که این همه از آن دم می زنیم و شعار می دهیم، خودمان باید چه کار بکنیم؟درست کارکردن و صادق بودن در همه امورات اعم از ادارات، شغل های آزاد، کارخانجات، کارفرما، کارگران، رانندگان تاکسی، بازاریان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و... اگر هر فرد در شغل خودش درست و صادق باشد، این کشور تبدیل به بهشت می شود. درست است که بعضی از مشکلات مان مربوط به پول ، بودجه ، نقدینگی و... است ولی مهمتر از همه اینها خود ماهستیم و یکی از مؤلفه های توسعه بحث نیروی انسانی کارآمد است. اگر این نیروی انسانی درست باشد و صادقانه کار کند، یقین داشته باشید که حتی با این بودجه و کمبود ها کشور تبدیل به بهشت می شود به شرط اینکه همه ما درست کار کنیم تهمت نزنیم، دروغ نگوییم ، کم فروشی نکنیم و فرهنگ درست کار کردن را ترویج دهیم. من بارها این را گفته بودم که اگر می خواهیم در ادارجات حجاب را ترویج دهیم، راهش این نیست که به زور بگوییم حجاب را رعایت کنند به آنها تشر بزنیم . اگر ما بیاییم و باحجاب ها را تشویق کنیم، آن نفری که بد حجاب است خودش در این مسیر قرار می گیرد. یا مثلا وقتی می خواهیم یک بسیجی را نشان دهیم، بسیجی بودن تنها این نیست که اسلحه بدست بگیرد و یا رزم کند. بسیج بودن این است که درست کار کنیم و به کشور خدمت کنیم و پای کار باشیم و اگر دیگران یک ساعت کار می کنند بسیج دو ساعت کار کند. لذا نقش رسانه ها در ترویج این رفتار ها بسیار زیاد است. کسانی را که خوب و درست کار می کنند به همه نشان دهیم. آن مسئولی که هر سمتی دارد؛ قاضی، نماینده، مدیر و... که در کارش درست و صادق است را به همه معرفی کنیم. افرادی که همانند دکتر جبارزاده و سایرین که نمی خواهم اسمی ببرم، همگی از منافع مالی مان گذشتیم. یعنی آن دورانی که در استانداری بودیم در این عقیده بودیم که ما نسبت به مملکت دینی به گردن داریم. در حالیکه خیلی ها بودند که 10 ها برابر ما درآمد داشتند ولی ما به همان حقوق چندرغازی که می گرفتیم اکتفا کردیم. ما چند نفر از آن مدیرانی و افرادی را که از منافع خود گذشتند و درست کار کردند و با ارباب رجوع درست رفتار کردند را نشان دادیم. انتظار ما از رسانه شما و سایر رسانه ها این است که این مسائل را نشان دهند. بزرگترین رسانه ما صدا وسیما است واقعا چقدر توانسته است به رسالت خود عمل کند؟به نظر من خیلی کم.یعنی این یک غول رسانه ای است و در هر خانه یک تلویزیون وجود دارد. باید در فیلم ها، سریال ها و برنامه ها به ترویج دین بپردازند اصلا چند فیلم و سریال است نماز خواندن را نشان می دهند؟مگر اینکه سفارشی باشد آنهم در ایام بخصوص و مناسبتی باشد. آن را هم طوری نشان می دهند که بیننده می گوید که اگر این را نخواند بهتر است.


اخبار مرتبط:

 گفتگوی مشروح و صریح ائل با شبستری خیابانی / بخش اول: هرگز تسلیم فشارهای دوستان هم حزبی خود نشدیم

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/64EJT5
*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***