تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

در گفتگوی مشروح و صریح ائل با شبستری خیابانی مطرح شد / بخش اول

هرگز تسلیم فشارهای دوستان هم حزبی خود نشدیم / نباید بگوییم که با برجام کشور نابود و تقدیم آمریکا شد

شبستری خیابانی، معاون سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان شرقی در دولت یازدهم در گفتگوی مشروح با ائل به بررسی موضوعات مهمی در دوران معاونت خود پرداخته است که بخش اول این گفتگو آورده می شود.

هرگز تسلیم فشارهای دوستان هم حزبی خود نشدیم / نباید بگوییم که با برجام کشور نابود و تقدیم آمریکا شد

ائل / صابر عیسی پور و حمید وظیفه


سعید شبستری خیابانی، معاون سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان شرقی در دولت یازدهم بود که با روی کار آمدن جبارزاده در استانداری، به این سمت منصوب و با رفتن جبارزاده، او هم ترجیح داد که در این سمت نماند. در گفتگوی مشروح ائل با او به بررسی موضوعات مهمی در دوران معاونت او پرداخت شده است که بخش اول این گفتگو به شرح ذیل می باشد:


ائل: لطفا در ابتدا یک بیوگرافی مختصری از خودتان بفرمایید.

متولد 1345 هستم. مدرک دیپلم را از مدرسه طالقانی(منصور سابق) اخذ کردم و دارای دکترای علوم آزمایشگاهی از دانشگاه علوم پزشکی تبریز هستم. در تشکل انجمن اسلامی دبیرستان و دانشگاه فعالیت داشته ام. مدتی هم در جبهه بوده ام. در جهاد دانشگاهی ، وزارت بهداشت و درمان و سازمان بهزیستی استان سمت های مختلفی از جمله مدیر کلی داشته ام، مدتی هم در قسمت های درمانی سازمان هلال احمر بوده ام. همچنین با سازمان جهاد کشاورزی هم همکاری هایی داشته ام و در بیمارستان محلاتی هم حضور داشتم.در عرصه های سیاسی هم در قسمت های مختلفی بوده ام و همچنین در احزاب سیاسی نیز قبلا حضور داشتم از جمله کاراگزاران. در دوره های مختلف انتخابات بعنوان بازرس و عضو هیئت اجرایی و همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد بوده ام.

با جبارزاده رفاقت سی ساله دارم / حرف تکان دهنده جبارزاده و استخاره ای که کردم باعث شد سمت معاونت استانداری را قبول کنم

ائل: آیا آشنایی شما با آقای جبارزاده به واسطه حضور در کارگزاران بوده است؟

خیر. آشنایی بنده و ایشان از دوران جبهه بوده است. در دانشگاه هم بدلیل اینکه رشته تحصیلی مان مرتبط بود، باهم بودیم و در بیمارستان محلاتی هم با ایشان همکار بوده ایم و از همان زمان تاکنون رفاقت و دوستی سی ساله ای داشته ایم.

Image title


 با اوضاع در هم برهم به جا مانده از دولت نهم و دهم مسئولیت گرفتم

ائل: چطور شد که پست معاونت سیاسی استانداری به شما پیشنهاد شد؟

زمانی که آقای دکتر جبارزاده استانداری را قبول کردند، بدنبال نفراتی بودند که از آنها شناخت داشتند و می توانستند با آنها کار کنند. از جمله این نفرات بنده بودم که چندین بار دراین مورد صحبت شد که با استانداری همکاری کنم. من بارها به ایشان می گفتم که من در کنار شما هستم و کمک می کنم ولی مسئولیتی قبول نمی کنم. شاید به مدت دو ماه بود که اقای دکتر مستقر شده بودند ولی من هنوز این مسئولیت را قبول نکرده بودم. در نهایت ایشان به من گفتند که «در روز قیامت من شهادت خواهم داد که من به این فرد مسئولیت دادم ولی این خودش قبول نکرد». این جمله ایشان مرا تکان داد و حتی یک استخاره ای هم به قرآن کردیم و جوابش خوب آمد و علی رغم اینکه می دانستم واقعا مسئولیت سختی است. مخصوصا بعد از دوران دولت نهم و دهم مقداری قضیه را سخت می دیدم چون سبک مدیریتی در دولت نهم و دهم سبک دیگری بود و تبدیل این به یک سبک دیگر و آن چیزی که مد نظر ما بود، سخت به نظر می رسید و شاید اوضاع درهم برهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی که حاکم بود، انرژی زیادی می خواست که این کار را شروع کرد. ولی با این همه با توکل بخدا کار را شروع کردیم.

Image title


در بعضی پست ها، مدرک تحصیلی صرفا مورد توجه نیست و باید تجربیات و توانمندی فرد، ملاک باشد

ائل: آقای دکتر همانطور که مستحضر هستید، معاونت سیاسی-امنیتی کلیدی ترین معاونت استانداری می باشد، ولی با توجه به سوابقی که اشاره نمودید و اطلاعی که ما داریم، سابقه و فعالیت مرتبط با این حوزه نداشته اید؛ چطور شد که به یک باره سر از این معاونت در آوردید؟

معاونت سیاسی شامل سه بخش اجتماعی، امنیتی و سیاسی می باشد. درمورد حوزه اجتماعی بدلیل اینکه بنده سال های سال در بهزیستی بوده ام، کاملا بر این حوزه مسلط بودم و هیچگونه مشکلی وجود نداشت. در بخش سیاسی هم با توجه به مسئولیت ها و فعالیت هایی که چه در زمان دانشگاه و چه بعد از دانشگاه در ارتباط با احزاب و گروه های سیاسی ، عرصه های مختلف انتخاباتی داشتم و شاید من از معدود نفراتی هستم که از سال 76 بصورت بارز در عرصه های انتخاباتی حضور داشته ام. شاید تنها حوزه ای که فعالیت های مرتبط اندکی داشتم، حوزه امنیتی بود که الحمدلله ما در این حوزه مشکل خاصی نداشتیم و نه تنها مشکلی نداشتیم بلکه شاید ما از جمله موفق ترین مدیران در حوزه مسائل امنیتی در سطح کشور بودیم و چند سال رتبه های اول کشوری را به خود اختصاص دادیم و حتی در سال آخر بخاطر فعالیت هایمان در سال 95 از طرف معاونت امنیت وزارت کشور بعنوان استان برتر در حوزه امنیت از ما تقدیر شد. این نشان می دهد آن همگرایی و تعاملی که ما  می توانستیم با مؤلفه های حوزه امنیت داشته باشیم، با آنها ارتباط خوبی داشتیم. در حوزه اجتماعی هم ما در طول این چند سال شاید جزو پنج استان اول کشور بودیم. در حوزه سیاسی هم درست است که کتبا به ما چیزی ندادند ولی شفاها گفتند که اگر قرار باشد دو یا سه استان را بعنوان رتبه برتر در حوزه سیاسی انتخاب کنیم، یکی از این استان ها، آذربایجان شرقی خواهد بود.


بعد از اتمام مسئولیتم حسرت نمی خورم که چرا فلان کار را انجام ندادم

به همین دلایل از جهت روانی خیلی راحت هستم که هرچه در توان داشتم و از دستم برمی آمد را انجام دادم. من جزو آن مدیرانی هستم که طوری کار می کنم که بعد از اتمام مسئولیتم حسرت نمی خورم که چرا فلان کار را انجام ندادم و هرچه در توان داشتم را کرده ام. همچنین در مورد مدرک تحصیلی هم باید بگویم که در حوزه سیاسی چندان ارتباطی با مدرک وجود ندارد مثلا فردی که مهندس یا دکتر است، به سمت استانداری یک استان می رسد. یا خود رییس جمهور. یعنی بعضی پست ها هستند که مدرک تحصیلی صرفا مورد توجه نیست و باید تجربیات و توانمندی فرد ملاک برای انتخابش ملاک قرار داده شود.

Image title


رئیس جمهور و استاندار متعلق به همه کسانی که به دولت رای داده یا نداده اند

ائل: در دوره چهار ساله اول دولت که آقای جبارزاده استاندار بودند، اصلاح طلبان در برخی محافل، به انتصاب های ایشان ایراد وارد می کردند و گلایه هایی با این مضمون داشتند که این انتصابات از تیم ما نیست و در پست های کلیدی نفرات دولت قبل مانده اند. آیا این انتقاد را قبول دارید؟

این طبیعی است وقتی که یک جریان پیروز انتخابات می شود، دوست دارد مهره های خودشان وارد سیستم شده و به فعالیت بپردازند. اما وقتی یک فرد بعنوان مسئول ارشد استان انتخاب می شود، آیا فقط دیدگاهش این است که نفراتی که که در یک جریان قرار دارند، باید به سمت ها و پست ها منتصب شوند؟یا مثلا یک رییس جمهور که رییس جمهور کل کشور است، آیا باید این احساس را داشته باشد که فقط رییس جمهور عده ای است که به وی رأی داده اند؟ این موضوع در مقیاس کوچکتر دراستانداری ها هم وجود دارد و استاندار یک استان، درواقع استاندار همه کسانی که چه به این دولت رأی داده اند چه نداده اند، می باشد.

برخلاف دولت قبل از ما، در عزل و نصب ها نگاه جناحی نداشتیم و معیار همسو بودن با سیاست های دولت بود

فردی که استاندار است، باید با وجود تمام مشکلات استان را اداره کند و نمی تواند فیلترگذاری کرده و افرادی را که به این دولت رای نداده اند را برکنار کند و فقط کسانی که به این دولت رای داده اند در سمت ها و پست ها گذاشته شوند. اما باید به یک چیز بها داده شود وآن عبارت است ازاینکه مدیرانی که وجود دارند، باید همسو با سیاست های دولت پیش بروند و اینطور نباشد که یک مدیر بیاید و بگوید که من این سیاست را قبول ندارم و با سیاست خودم پیش می روم. ما بجای  رای دادن یا ندادن به این دولت، همسو بودن یا غیر همسو بودن با این دولت را ملاک قرار دادیم. واین همسو بودن به معنای بلی قربان گفتن نیست بلکه به معنای همسو بودن با سیاست های دولت است به هرحال هر دولت برای خودش سیاست های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... دارد.

ما اصلا با این منظور که رای داده است یا نه وارد فاز انتصابات نشدیم و مهره چینی نکردیم که فلانی دوست من است یا سفارش شده است. در حالی که در سیستم قبل این کار را بخوبی انجام داده بودند و اصلا یکی از موضوعاتی که معاونت انجام می داد و تمام کارهارا رها کرده بودند، همین عزل و نصب ها بود. که فلان نفر را در فلان اداره قرار می دادند و نه تنها مدیر، بلکه معاون هایش را نیز تعیین می کردند و حتی علاوه بر معاونین برخی افراد دیگر را نیز بعنوان کارشناس وارد آن مجموعه می کردند.

Image title


یک مدیر هم نمی تواند ادعا کند که به او زنگ زدیم تا فلانی را عزل یا نصب کند

در حالی که حتی یک مدیر هم نمی تواند ادعا کند که ما به آن مدیر زنگ زدیم تا فلانی را عزل یا نصب کند؛ حتی یک مدیر. ولی با یکی دو نفر از مدیرانی که واقعا کم کار بودند برخورد کردیم که عملکرد شما برای ما قابل قبول نیست و تذکر دادیم. ولی در مورد بقیه مدیران که گاها از طرف سازمان مرکزی مربوطه می خواستند آن مدیر را عوض کنند ما هم نگاه می کردیم که اگر توانمندی لازم را دارد باید بماند درغیر اینصورت ما هم گزینه هایی برای این پست داریم. ولی اینکه نگاه و دیدگاه ما صرفا جناحی و حزبی و...باشد اصلا اینطور نبوده و اصلا قبول ندارم.

برخی دوستان می گفتند باید تمام مدیران دولت قبل را بیرون کنیم / مدیر نباید هر لحظه ترس برکنار شدن داشته باشد

در این میان یک تعدادی از دوستان بودند که این انتصابات به مذاق شان خوش نمی آمد و بر این باور بودند که ما باید تمامی نفرات قبل را از دم قطع کرده و نفرات خودمان را بجای آنها قرار دهیم که ما این کار را انجام ندادیم و این کار به نظرمن به نوعی باعث تقویت مدیریت شد و همه دیدند که یک مدیر خودش باید رشد کرده و با سیستم به بار بیاید؛ اصلا نباید یک مدیر نگران این باشد که هر لحظه احتمال برکناری اش وجود دارد و پشت مدیر باید گرم باشد و نباید هر لحظه ترس این را داشته باشد که برکنارش می کنند. ما به مدیران می گفتیم که ما از شما کار می خواهیم و در تغییرات درون سازمانی شما هیچ دخالتی نمی کنیم و آن سند و برنامه ای که به شما داده ایم ( بعنوان مثال سند تدبیر و توسعه ) آن را از شما می خواهیم.

حرف ما به دوستان این بود که مردم از ما سیاسی کاری و جناح بازی نمی خواهند بلکه کار می خواهد

به نظرمن یکی از مهمترین کارهایی که در طول این 4 سال انجام دادیم، انسجام در بخش مدیریت بود . مدیران جایگاه های واقعی خود را پیدا کرده بودند و هرگز حاضر نمی شدند بخاطر پست و مقام چاپلوسی یا مجیز گویی کنند. مدیران دیدند که ما اصلا در اینگونه مسائل ورود نکردیم و این روش کار یک نوع وحدت رویه و انسجام سازمانی و یک حاشیه امن برای مدیران ایجاد کرد. ما اصلا با فعالیت های انتخاباتی و تبلیغاتی افراد کاری نداشتیم و برای ما ملاک این نبود که برای چه کسی تبلیغات کرده بودند و معتقد بودیم که آن کار ها فقط برای فصل انتخابات است. بعد از انتخابات این ملت از مسئولین کار و تلاش می خواهند. حرف ما هم به دوستان این بود که کشور از ما حرف ، سیاسی کاری و جناح بازی نمی خواهد بلکه از ما کار می خواهد. این جوان بیکار دنبال کار است. احیای کارخانه هایی که خوابیده اند و تکان دادن اقتصاد استان و امید دادن به مردم مهم است نه اینکه این و آن را بکوبیم. اگر ما اشتباهات  دولت های نهم و دهم را تکرار می کردیم، در آنصورت ما هم مثل آنها می شدیم. ما که به آنها انتقاد می کردیم که چرا همه را از ته بریدید و از میان برداشتید، اگر مثل آنها رفتار می کردیم، آیندگان نیز  همین انتقاد را به ما خواهند کرد. ما حتی تغییرات مدیریتی را نیز کاملا در آرامش انجام می دادیم و مدیری که تغییر می کرد اصلا احساس نمی کرد که ما می خواهیم با وی جناحی برخورد کنیم.

شاید ده ها مورد پیش آمد که دوستان هم حزبی گزینه هایی برای مدیریت ها به ما پیشنهاد کردند اما توجهی نکردیم / هرگز تسلیم فشارهای دوستان نشدیم

ائل: آیا شده بود که از طرف دوستان هم حزبی تان، برای یک سمت مدیریتی، گزینه ای را پیشنهاد یا تحمیل کرده باشند؟

بله خیلی و شاید ده ها مورد پیش آمد که به ما گفتند ولی ما اصلا به حرف های آنها توجه نکردیم و بارها گفتیم که ما به توانمندی فرد نگاه می کنیم و اصلا مسائل حزبی و سیاسی را ملاک و معیار قرار نمی دهیم. ما به آن دوستانی که یک شخص را پیشنهاد می دادند، می گفتیم این فردی که شما مطرح می کنید ممکن است که آدم خوبی باشد و با سلایق شما پیش برود ولی در این فرد توانایی اداره یک شهر وجود ندارد و نمی تواند مثلا بعنوان فرماندار یا بخش دار فعالیت کند. این مسئولیت ها اصلا شوخی بردار نیستند اگر یک مشکل امنیتی و یا اجتماعی پیش بیاید آیا این فرد می تواند مشکلات را حل و فصل کند؟ یک موضوع این بود ولی گاها پیش می آمد که یک فرد توانمند وجود داشت ولی امکان جذب آن فرد برای ما وجود نداشت. بطور مثال طبق بخش نامه های وزارت کشور ما نمی توانستیم فردی را خارج از مجموعه بیاوریم. پس وقتی که یک فرد در هیچ نهاد و سازمانی استخدام نیست، ما چگونه آن فرد را وارد مجموعه مدیریتی استان کنیم؟ مخالف آوردن یک فرد بی تجربه بودیم. ما می گفتیم مثلا یک فردی را که برای سمت فرماندار انتصاب می کنیم، حداقل سابقه فرمانداری، بخشداری و یا سوابقی داشته باشد که ما بتوانیم بر طبق آن سوابق برایش مسئولیت دهیم. اگر ما یک فرد صفر کیلومتر را بعنوان فرماندار یک شهر نصب کنیم، به آن شهر ظلم کرده ایم  و ما هرگز این کار را انجام ندادیم و شما حتی یک فرد صفر کیلومتر را نمی توانید پیدا کنید که فرماندار یک شهر باشد. اگر هم یک فردی با این شرایط بود، ما اول او را بعنوان یک کارشناس و یک مسئول در رده های پایین وارد سیستم می کردیم و بعد از آنکه با محیط و نحوه کار و امورات سازمان آشنا می شد و وقتی می دیدیم که در این فرد توانایی انجام کارهای بیشتر و بزرگتر وجود دارد، به این فرد مسئولیت می دادیم. این رویه کاری ما بود و قطعا به مذاق دوستان همسو با دولت خوش نمی آمد.

همان مدیرانی که متهم به همسو نبودن با دولت می شدند؛ کار می کردند

ولی ما هرگز تسلیم این فشار ها نشدیم و بعدها که از احساسات و شور و هیجان انتخابات افتادند، خودشان هم به این نتیجه رسیدند که آنگونه نبود که تصور می کردند و آن نفراتی که ما بر سر کار گذاشته بودیم، به همسو نبودن با دولت متهم بودند، بعد ها دیدند که اتفاقا همین ها هستند که کار می کنند.

به مدیر زیر مجموعه من که فشار زیادی روی او بود حتی نتوانستند یک «ان قلت» بیاورند

ائل: در زیرمجموعه معاونت شما مدیری بود که اتفاقا بیشتر هجمه انتقادها به سمت او بود که می گفتند منتسب به دولت قبل است و البته این فرد در وسط راه از قطار دولت یازدهم پیاده شد. آیا این برکناری در اثر همان فشار ها بود یا علت دیگری داشت؟

در مورد حضور آن فرد از همان ابتدا فشار و انتقاد بود و حتی خود آن فرد می گفت که قاعده بازی شاید این است که نبودن من بهتر باشد ولی ما قبول نکردیم برای اینکه ما با توانمندی این نفر کار داشتیم و این فرد واقعا در حوزه کاری خود توانمند بود و قرار نبود از یک فرد در تمام حوزه ها استفاده شود. مشکلی که پیش آمد این بود که این شخص بازنشسته شد و طبق دستور وزارت کشور امکان ادامه کار برای بازنشستگان وجود نداشت ولی با وجود این من رد هم نمی کنم که فشارهای زیادی وجود داشت که این شخص را برکنار کنیم. اما حتی یک «ان قلت» هم نتوانستند نسبت به آن فرد بیاورند.. همین نفر با وجود این فشار ها کار خود را به نحو احسن انجام داد بنده هم نسبت به ایشان ارادت قلبی دارم و دوستی مان همچنان پابرجاست.

افراد تندروی هر دو طرف، نفرات را در مقابل هم صف آرایی می دهند / در طول دوران مدیریتی خود خواستم ثابت کنم که می شود معتدل بود

من واقعا نمی دانم که چرا برخی اینگونه القا می کنند که ما دشمن همدیگر هستیم. در حالی که ایشان هم یک فرد مؤمن ، معتقد، جبهه دیده و برای این انقلاب و نظام زحمات زیادی کشیده است. ما می خواستیم که این نگاه و نگرش حذف کردن افراد از بین برود. ولی متاسفانه افراد تندرو در هر دو طرف هستند و اجازه نمی دهند که ما کارخودمان را بکنیم و گاها طوری نفرات را درمقابل هم صف آرایی می دهند که گویا دشمنان خونی هم هستند. در حالیکه اینگونه نیست و دشمن در جای دیگر است. من در طول دوران مدیریتی ام خواستم ثابت کنم که می شود معتدل بود و با وجود متفاوت بودن سلایق، در کار و انجام خدمت باهم باشیم.

ائل: شما خودتان آن فرد را انتصاب کرده بودید یا آقای جبارزاده؟

ما باهم آن شخص را انتصاب کرده بودیم و هیچ اختلاف و مشکلی نداشتیم.

معاون سیاسی استاندار، سخنگوی سیاسی دولت در استان است / در موضوع برجام نباید نگاه صفر و صد وجود داشته باشد

ائل: در این دوره 4 ساله معاونت، شما یک چهره ای بودید که بیشتر اوقات پاسخ منتقدین دولت را از زبان شما می شنیدیم و اکثر جواب نقدهایی که از دولت می شد مخصوصا در ایام برجام، بیشتر شما پاسخگوی منتقدین بودید. آیا این موضوع را قبول می کنید؟

معاون سیاسی تبیین کننده سیاست های دولت در استان می باشد و در واقع سخنگوی سیاسی دولت در استان است و اتفاقا به نظرمن این صحبت ها باید از یک کانال خارج شود. در مورد برجام هم نباید همه چیز را به صفر تبدیل کرد و نه همه چیز را صد دید. من در مقابل آن افرادی که همه چیز را صفر می دیدند، صحبت می کردم.چون که درآن ایام در ملت یک نوع امید به وجود آمده بود که در کارها گشایشی اتفاق خواهد افتاد و با برداشته شدن تحریم ها رونقی وارد بازار خواهد شد.

Image title


نباید بگوییم که با برجام کشور نابود و تقدیم آمریکا شد

اما یک عده فقط آیه یأس می خواندند و من در پاسخ به حرف های این افراد صحبت می کردم که نباید مردم را مأیوس کنند. چرا دستاوردی را که در دستان خودمان بود، هیچ می پنداشتیم؟ این تیم مذاکره کننده چه کسانی بودند؟ در واقع مثل اینکه تیم مذاکره کننده بازیکنان تیم خودمان هستند. چرا باید پشت اعضای تیم خودمان را خالی کنیم؟ ما باید تیم خودمان را تشویق کنیم هرچند که ممکن است در مقابل سه گلی که زده اند، دو گل هم دریافت کنند. نباید فقط نیمه خالی لیوان را ببینیم. باید در کنار نقاط ضعف برجام، دستاوردهای مثبت برجام را هم ببینیم. ولی اگر بگوییم که با این برجام کشور نابود شد و همه چیز را دو دستی تقدیم آمریکا کردیم؛ که نمی شود.

این رویه و این صحبت ها غلط است و نباید ما به سمت این فاز حرکت کنیم. یا در عرصه های مختلف مثلا در انتخابات ها یا برنامه فیتیله ، روزنامه ای که توهین کرده بود، بحث قطار تبریز –مشهد و... باید در بزنگاه ها حرف ها زده شود و این حرفها موضع رسمی دولت در استان به شمار می رود و این حرف ها فقط باید از یک کانال خارج شود و قرار نیست هر نفر یک مصاحبه داشته باشد و حرف بزند. شاید گاها بعضی از صحبت های من، خود برداشت های من نباشند ولی در مجموعه استانداری جمع بندی صحبت هایمان این باشد که باید گفته شود. ممکن است نظر شخصی من مخالف جمع بندی ها باشد ولی قرار نبود من نظر شخصی خودم را بگویم. چون که صحبت کردن من در آن مقام بعنوان نماینده ارشد دولت در استان می باشد و مجبور هستیم در آنجا از اقدامات دولت دفاع کرده و حرفهای دولت را بزنیم و مردم را آگاه کنیم. ولی جایگاه حقوقی من ایجاب نمی کرد که من نظر شخصی خودم را بگویم.

آمریکا امتحان خود را پس داده است، هرچند از اول هم ما اعتمادی به آمریکا نداشتیم / تیم مذاکره کننده هسته ای اکثر کارهای خود را با مقام معظم رهبری هماهنگ می کردند

ائل: با توجه به شرایط فعلی برجام، اکنون نظر شخصی شما درمورد برجام چیست؟ آیا می توانستیم بهتر از این عمل کنیم یا که معتقد هستید کار ما درست بوده و مشکل از جانب طرف مقابل است؟

به نظرمن ما باید همه چیز را با توجه به شرایط مکانی و زمانی خود نگاه کنیم. اکنون که آمریکا امتحان خود را پس داده است، هرچند که از اول هم ما اعتمادی به آمریکا نداشتیم، شاید الان قضاوت راحت تر باشد ولی در آن زمان شرایط طور دیگری بود و اوباما برای مقام معظم رهبری نامه می نوشت که من جمهوری اسلامی را قبول دارم. به نظرمن تیم مذاکره کننده اکثر کارهای خود را با مقام معظم رهبری هماهنگ می کردند و ایشان هم توصیه هایشان را به تیم مذاکره کننده می دادند و تا آخر هم از آنها حمایت کردند و الان هم حمایت می کنند و اینگونه نیست که ایشان به تیم هسته ای بگویند که کشور را به دشمن فروختید.

در برجام چیزهایی بدست آورده ایم و چیزهایی هم از دست داده ایم

صحبت های مقام معظم رهبری برای همه ما فصل الخطاب است و من فکر می کنم که ما چیزهایی بدست آورده ایم و چیزهایی هم از دست داده ایم. بالاخره وضعیتی که پیش آمده بود و هفت قطعنامه علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت تصویب شده بود، لغو کردن این قطعنامه ها و خارج شدن از ذیل فصل هفتم شورای امنیت ، خودش یک دستاورد بزرگی بود. یا مثلا ارتباطاتی که با کشورهای اروپایی داریم درحالیکه آن موقع آمریکا و اروپایی ها علیه ایران با یکدیگر متحد شده بودند ولی اکنون شکافی که بین آنها به وجود آمده است و یا فایننس هایی که برخی دولت ها انجام داده اند که طبق گفته  آقای جهانگیری، در حد40 میلیارد دلار فایننس پیش رفته اند. ولی متاسفانه در بین مردم یک جوی ایجاد شد که گویا از فردای برجام قرار است همه چیز به روال عادی خود برگردد.در حالیکه این مشکلات در طول 15 – 20 سال گذشته ایجاد شده بود و پروسه ای که 15 سال طول بکشد تا به این مرحله برسد، در عرض یک یا دو سال قابل حل نیست و حتی اگر کامل هم اجرا شود بالاخره زمان می برد و سالهای سال طول می کشد تا به حالت اولیه برگردد.

به هرحال آمریکا آن ذات خبیث خود را نشان داد و اصلا مشکل آمریکا با دولت نیست بلکه با نظام و حتی با مردم ما نیز مشکل دارد و دود همه این تحریم ها و شیطنت ها به چشم مردم می رود پس معلوم می شود که آمریکا با مردم ما نیز مشکل دارد و حتی یکی دو دفعه هم خودشان صراحتا گفته اند که« ما با مردم ایران مشکل داریم » و در جاهای دیگر هم با حرف های عوام فریبانه و دروغ می گویند که «ما در کنار مردم ایران» هستیم.

برجام را نباید خیلی خوب و نه خیلی بد تلقی کرد / کفه ترازوی ما سنگین تر از طرف مقابل است

بنا براین برجام را نباید خیلی خوب و نه خیلی بد تلقی کرد و تا جایی که من می دانم ، تیم مذاکره کننده ما تا جایی که می توانست امتیازاتی را از آنها گرفته است و در قبال آن یک سری امتیازاتی را نیز از دست داده است.ولی درمجوع و با توجه به اینکه این موضوعات در تخصص من نیستند و طبق برداشت خودم می توانم بگویم که کفه ترازوی ما سنگین تر از آنها است.

خود دولت هم فکر می کرد که بعد از برجام همه کارها حل خواهد شد

ائل: درمورد اینکه می فرمایید یک جوی در بین مردم ایجاد شده بود که فکر می کردند فردای برجام همه چیز به روال عادی برخواهد گشت، به نظر شما این فضا از طرف مسئولین و خود آقای رییس جمهور ایجاد نشده بود؟ حتی آن مصاحبه تلویزیونی که رییس جمهور انجام دادند که همه تحریم ها چه هسته ای چه بانکی و ... برداشته خواهد شد. آیا این صحبت ها در ایجاد آن جو در بین مردم مؤثر نبود؟

بله قطعا همینطور است. البته به نظر من خود دولت هم فکر می کرد که این کارها انجام خواهد شد و اینگونه پیش خواهد رفت و محاسبات دولت هم آنگونه بود ولی عملا دیدیم که اینطور نشد چون بطور مثال تحریم های بانکی برداشته شده است ولی عملا آمریکا به بانک ها فشار می آورد که نمی توانند با ایران معامله ای انجام دهند. یعنی بطور غیرمستقیم آنها را تهدید کرده است و اگر این تهدید نبود، اکنون بطور قانونی هیچ کدام از بانک ها مانعی برای فایننس خارجی و ارتباط با بانک های ایرانی ندارند ولی چون آنها از طرف آمریکا تهدید می شود و اکثر منافع شان هم در آمریکا است و مبادلات بسیار زیادی با آمریکا دارند پس منافع مالی این بانک ها ایجاب می کند که مراوداتش با آمریکا بیشتر از ایران باشد.


ادامه دارد...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/HnYKyT
*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***