تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

گزارش ائل در شانزدهیمن سالگرد بحران بیست؛

چند روایت خواندنی از وقایع ۲۰ تیر ۷۸ دانشگاه تبریز / از تلاش دولتی ها برای تداوم آشوب ها تا خاموش شدن آتش فتنه با حضور مردم

به فاصله دو روز از واقعه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ اتفاقاتی در دانشگاه تبریز شکل می گیرد که نهایتا منجر به شهادت طلبه بسیجی محمدجواد فرهنگی و آشوب در محدوده اطراف دانشگاه می شود. ائل به مناسبت شانزدهیمن سالگرد این بحران چند روایت از جزئیات و پشت پرده وقایع را گردآوری کرده است.

چند روایت خواندنی از وقایع ۲۰ تیر ۷۸ دانشگاه تبریز / از تلاش دولتی ها برای تداوم آشوب ها تا خاموش شدن آتش فتنه با حضور مردم

به گزارش ائل بازخوانی تاریخ معاصر ضرورتی انکارناپذیر است و نقشی به سزا در شکل گیری رفتارهای عمومی در مقطع زمانی حال می شود. واقعه ی ۲۰ تیر دانشگاه تبریز یکی از وقایعی است که اگرچه سالهای زیادی از آن نمی گذرد اما برخی حاشیه سازی ها و دروغ پراکنی ها باعث شده است تا ضرورت بازخوانی آن به وجود آید.

به فاصله دو روز از واقعه کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ اتفاقاتی در دانشگاه تبریز شکل می گیرد که نهایتا منجر به شهادت طلبه بسیجی محمدجواد فرهنگی و آشوب در محدوده اطراف دانشگاه می شود.

محمدعلی حسین پور فیضی، رئیس وقت دانشگاه تبریز در گفتگو با ائل درباره روند آغاز واقعه 20 تیر به درخواست انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برای برگزاری برنامه ای در واکنش به تعطیلی روزنامه سلام و اتفاقات کوی دانشگاه تهران اشاره کرده و میگوید: خبر دار شدیم افرادی می خواهند در داخل دانشگاه تظاهرات اعتراضی داشته باشند. تجمع از ساعت ۱۰ صبح شروع شد و در حوالی ساعت حدود ساعت یک ظهر واقعه به پایان رسید.  تظاهرات ابتدا با شعار های تند وکند از داخل دانشگاه شروع شده و به دیوارهای داخل دانشگاه کشیده شد و دانشجویان با دیدن نیروهای انتظامی که در بیرون دانشگاه مستقر بودند و با تحریک برخی دانشجویان حرکت به سمت تندی گرایید.

وی در ادامه می گوید: دسته ی تجمع کننده قصد داشتند از درب  بانک تجارت به طرف درب اصلی حرکت کرده  و از آنجا تجمع را به بیرون دانشگاه منتقل کنند،که بنده دستور دادم تا درب دانشگاه را ببندند. این تجمع کنندگان قصد داشتند بیرون رفته و به چهار راه آبرسان یا جاهای دیگر کشیده شود.

پورفیض که می گوید از پشت پرده ماجرا خبر ندارد درباره شایعه سازی درباره کشته شدن یک دانشجو به دست نیروهای امنیتی می گوید: شایعه شد که یک دختر دانشجو کشته شده است،کسانی سعی داشتند تا پیاز داغ و فلفل و نمک قضیه را زیاد کنند.

وقتی پیاده نظام افراط خود را کنار کشید

وی در ادامه روایت خود از وقایع 20 تیر 78 در دانشگاه تبریز به کشته شدن طلبه بسیجی در تیراندازی توسط نفوذی های بین دانشجویان اشاره کرده و در خصوص ادامه ماجرا می افزاید: انجمن اسلامی بعد ازظهر اعلام کرد ما عهده دار آشوب نیستیم.

وی با اشاره به حضور استاندار و فرماندار در دانشگاه و درخواست برای اتمام تحرکات می گوید: در این میان باز افرادی در صحنه ی دانشگاه باقی ماندند. تمامی مدیران و شورای دانشگاه به دفتر حوزه ی ریاست آمدند تا اینکه متوجه شدیم برخی از نفرات  وارد شده به دانشگاه و دانشجویان هجوم آورده اند و در حوزه ی ریاست را شکسته و وارد ساختمان شده اند، و با سنگ پرانی تمامی شیشه های حوزه ریاست را شکسته بودندبه خاطر دارم یکی از افرادی که برروی دستش شیشه افتاده بود و در حال خونریزی بود، زمانی که به وی اطلاع دادند که من رییس دانشگاه هستم می خواست به سمت من حمله کند که من دستمالی از داخل جیبم بیرون آوردم وبه او گفتم برادر عزیزم اول زخم دستت را ببند بعد بیا بشین با هم صحبت کنم، ولی در کل دوست داشت همه جا آلوده به خون شود تا جو را بیشتر به هم بزند. خلاصه اینکه یک آقایی از پایین خیز برداشت و با یک چوبی مدور که در دست داشت محکم بر روی طحال من زد و من یک لحظه از هوش رفتم.

جعفر مدبر، عضو شورای شهر تبریز که آن روزها در قامت یک دانشجو مسئولیت بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز را بر عهده داشت؛ برخلاف پورفیض از پشت پرده های این ماجرا صریحتر صحبت می کند. وی در گفتگو با ائل می گوید: شعارهای دولت وقت در مورد توسعه سیاسی و اصلاحات موجب هنجارشکنی هایی در سطح کشور شده بود و فضاهای ملتهبی که می توانست این جریان را تشدید کند دانشگاهها بود. به تبع جریان دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۷۸ فضای احساسی و ملتهبی ایجاد شده بود و تصور دانشجویان این بود که دانشجو مظلوم واقع شده است و این بستری بود برای کسانی که تشنج را به سطح همه دانشگاه ها گسترش داده و از آن بهره برداری کنند. میخواستند جریان را شعله ور کرده و توسعه دهند. در دانشگاه تبریز هم انجمن اسلامی قصد داشت تجمعی برگزار کرده و به اتفاق دانشگاه تهران واکنش نشان بدهد. متاسفانه انجمن اسلامی در اقدامی شتاب زده، قبل از طرح و تصویب موضوع در شورای فرهنگی دانشگاه اطلاعیه ای منتشر وتبلیغ گستره ای شد. نهایتا جریان هم به سمتی رفت که اینها هم خودشان تماشاچی شدند و نتوانستد مدیریت کنند ماجرا را. کسانی که سالهای سال بود فارغ التحصیل شده بودند وارد بحث شدند و عوامل خارج از دانشگاه وارد شدند.

ورود منافقین و اشرار مسلح به دانشگاه برای بحران سازی

وی می افزاید: برنامه ریزی گروه های سیاسی خارج از کشور با بسترسازی گروه های تندرو اصلاحاتی داخل در شکل گیری واقعه ۲۰ تیردانشگاه تبریز نقش داشت و در مدیریت صحنه این واقعه هم اسناد نشانگر حضور عناصرگروهک مجاهدین خلق( منافقین) در دانشگاه تبریز بود که به اجتماع دانشجویی نفوذ وهدایت جریان را در دست گرفته بودند. این موضوع که عرض کردم کاملا محرز و تبیین شده است و اسناد آن نیز مشخص است.


مدبر شرح ماجرا را اینگونه روایت می کند:  در آغازتجمع ۲۰ تیر دانشگاه تبریز هم دانشجویان حضور داشتند و با نیت ابراز نظر تجمع کرده بودند اما با در دست گرفتن جریان توسط گروه های معاند و استفاده حداکثری از احساسات دانشجویی، تلاش داشتند اجتماع مسالمت آمیز را به هر نحو از دانشگاه به سطح شهر بکشند و نهایتا درگیری در سطح شهر تسری یافته و شهر به آشوب کشیده شود. بعد از اینکه بدنه دانشجویی متوجه قصد آشوب آفرینی شد خودرا جدا کرده و کنار کشید اما حضور عناصر نفوذی مانع از خاموش شدن مسئله شد. ما خود شاهد بودیم که در داخل ساختمانی که جهاد دانشگاهی مستقر بود کوکتل مولوتف های فراوانی ساخته شده و برای آشوب آفرینی استفاده می شد و کاملا آمادگی درگیری های غیرقابل کنترل وجود داشت.

حمله به حوزه بسیج با هدف تصرف و کشاندن آشوب به سطح شهر

وی ادامه می دهد: گروه های سیاسی معاند هم در اطراف دانشگاه حاضر شده و آماده خروج حرکت از درب های دانشگاه بود تا آن را در سطح شهر ادامه دهد. تا ادان ظهر نیروهای انتظامی در خیابان غربی دانشگاه حاضر شده و زمینه حرکت به سمت آبرسان را بسته بودند. مرکز حوزه بسیج دوم شهری هم فاصله بسیار کمی با درب اصلی دانشگاه داشت و جریان داخل دانشگاه اصرار بر خروج به سمت دانشگاه داشته و از داخل دانشگاه به سمت حوزه بسیج و نیروهای بسیجی آن سنگ پرتاب می کردند. حدود ساعت ۳ بعدازظهر و  وقتی نتوانستند به سمت مرکز شهر حرکت کنند حمله به سمت مرکز حوزه بسیج اتفاق افتاد و با باز کردن در دانشگاه به سمت این مرکز یورش برده و شخصا دیدم که تا آستانه در اختیار گرفتن کامل آن پیش رفتند. نیروهای بسیجی این مرکز با سعه صدر بسیار برخورد کرده و سعی داشتند با تیراندازی هوایی مانع از حمله شوند. چندین بار حمله به مرکز بسیج شکل گرفت و حضور افراد مسلح در بین عناصر دانشگاهی آشوبگر نشان می داد که قصد تصرف مرکز بسیج و مسلح شدن آشوبگران وجود دارد. بعدا نیروهای بسیج آنها را عقب رانده و مانع از تصرف مرکز بسیج شدند.عناصری که با هدایت منافقین جریان را سمت و سو می داد، مسلح بود و تیراندازی می کرد. همه مسئولین امنیتی استان هم در جریان مسئله بودند. ما هم شاهد بودیم که تیراندازی ازسمت آشوبگران به شکل گسترده ای وجود داشت.

وی در مورد شهادت طلبه بسیجی به دست آشوبگران می گوید: شهادت شهید فرهنگی در واقع رسواکننده این جریان آشوب طلب و موجب خروش عمومی بر علیه این جریان شد. شهادت این شهید بزرگوار بدین شکل بود که برخی طلاب حوزه ولی عصر با مشاهده حمله به حوزه بسیج به صحنه آمده و برای دفاع از مقربسیج حاضر شدند که تیراندازی عوامل نفوذی حاضر در جریان از جمله عوامل منافقین موجب شهادت این بزرگوار گردید. توطئه بعدی هم که در این ادامه این جریان تلاش کردند شکل بدهند طرح این ادعا بود که شهید فرهنگی به دست عوامل امنیتی کشته شده است در حالی که بنده و همه کسانی که از نزدیک در صحنه بودند دیدیم که تیراندازی توسط عوامل نفوذی حاضر در بین آشوبگران انجام می شد و ایشان توسط این جریان شهید شدند. طی یک یا چند روز بعد که استاندار وقت در جمع دانشجویان بود این ادعا باز هم مطرح شد و اصرار می شد که از توان سیاسی دولت در استان برای شعله ور کردن مجدد جریان استفاده شده و تا حدی جرات یافته بودند که مدعی می شدند شهید فرهنگی را نیروهای امنیتی مضروب کرده اند که البته در همان جلسه نیروهای ارزشی دانشگاه جواب مستدلی به مطرح کنندگان دادند.

سعیدی: با گوش خودم شنیدم که یکی از مسئولان دولتی به آشوبگران می گفت "مقاومت کنید" 


محمد اسماعیل سعیدی، نماینده مجلس که در آن مقطع فرمانده سپاه تبریز بود در یکی از گفتگوهای خود روایتی خاص از نقش مسئولین دولت وقت در این ماجراها مطرح می کند: برخی مسئولین دولت اصلاحات در شکل گیری آشوب های سال ۷۸ دخالت داشتند. مثلا تاج زاده و عبدالله نوری در جریانات حضور داشتند و جمعی که به کمیته ایکس مشهور است آشوب گران را برای ادامه ماجرا تشویق و ترغیب می کردند. در آن زمان بنده فرمانده سپاه تبریز بودم و در خاطر دارم که مسئول دولتی وقت تبریز در جلسه شورای تامین می گفت که چه کار کنیم تا ادامه پیدا نکند این کارها و من با گوش خودم شنیدیم که با تلفن به برخی می گفت مقاومت کنید و نگران نباشید. ما می خواستیم تا این قضیه مدیریت شود و افراد بیگانه که از دانشجویان جدا شوند و بعضی از مقامات دولتی هم تا مقطعی بی میل نبودند که این ماجرا کش پیدا کند اما وقتی دیدند که علیه نظام همچین حرکاتی انجام گرفت آنها هم دست به کار شدند تا قضیه حل شود. در نهایت مردم تحمل نکردند و ما را مورد عتاب و خطاب قراردادند که چرا ساکت نشسته اید و جلوی این افراد را نمی گیرید؟ از داخل دانشگاه سنگ به بیرون پرتاب می شد و تیراندازی می کردند و یک نفر شهید هم دادیم. افرادی از بیرون از دانشگاه مسلح شده و وارد دانشگاه شده بودند و اسلحه وارد دانشگاه شده بود، حتی برخی عکس ها هم حاکی از مشاهده اسلحه در دست برخی افراد بود.

وقتی حضور مردم آتش فتنه را خاموش می کند

وی درباره حضور مردم در صحنه برای خاموش کردن آتش فتنه انگیزی می گوید:  با بالا گرفتن آشوب در دانشگاه تبریز، مردم دیگر تحمل نکردند و به خیابانها آمدند و در تظاهرات گسترده خواستار پاسداری از ارزش های انقلاب و مقابله با آشوب شدند. تعدادی از مردم معترض در مقابل ساختمان استانداری تجمع کرده بودند. به فرماندار گفتم که درب آمفی تئاتر فرمانداری را بازکنید تا مردم به داخل آمفی تئاتر بیایند و فضا آرام تر شود. اتفاقا نام آمفی تئاتر هم "جمهوری" بود که من به وی گفتم جمهوری یعنی مردم و اجازه دهید مردم در سالن خودشان حضور داشته باشند تا فضا آرام شود، شما از چه چیز می ترسید؟ در حال خروج به سمت آمفی تئاتر بودیم که فرماندار گفت استعفای خودم را نوشتم و روی میزم گذاشتم و اگر اتفاقی برای من بیفتد تو مسئول هستی و رو به فرمانده وقت نیروی انتظامی کرد که شما هم شاهد باشید که اگر اتفاقی برای من در سالن افتاد مسئول تمام قضایا آقای سعیدی است که من هم گفتم بله من مسئول هستم، شما چرا از مردم می ترسید؟ خلاصه به سالن آمفی تئاتر رفتیم و ایشان سخنرانی خوبی هم کردند و مردم هم حرفشان را زدند و در نهایت جلسه با آرامش پایان یافت. من هم به او گفتم که اگر با مردم باشید مشکلی نیست؛ وقتی از مردم می ترسید که راه خودتان را از آنها جداکرده اید.

نتایج تلخ و فراموش نشدنی تبدیل شدن دانشگاه به باشگاه سیاسی و یارگیری جریان افراط از بین دانشجویان

عزیز جوان پور که در آن مقطع مسئولیت بسیج دانشجویی استان را داشت در یکی از گفتگوهای خود در این باره می گوید: دانشجویان را بازیچه کردند. درواقع دانشجو سرباز و پیاده نظام جریاناتی شد که از بیرون دانشگاه هدایت می شد. مثلا حاکمیت دو گانه و جمهوریت و اسلامیت از جمله مباحثی بود که در روزنامه ها مطرح می شد. ولی موضوع را به داخل دانشگاه کشیدند تا جایی که دانشجو قانون اساسی کشور را داخل آتش انداخت و یا پرچم جمهوری اسلامی را آتش زد.

شاید واقعه 20 تیر دانشگاه تبریز را بتوان یکی از نمونه های زیان آفرینی گسترده تبدیل شدن طیفی از دانشجویان به پیاده نظام گروه های سیاسی افراطی خواند. واقعه ای که تبعاتی تلخ و فراموش نشدنی داشت اما مایه عبرتی است برای جریاناتی که در ماه های اخیر تلاش می کنند؛ شبکه خودد در دانشگاه ها را تقویت کرده و به سوی بحران آفرینی هایی از این دست حرکت کنند. نقش ویژه مسئولان و البته بدنه دانشگاهیان در مقابله با این حرکت چراغ خاموش وظیفه ای است که تاکیدات چندباره رهبر انقلاب در دوره های مختلف برای جلوگیری از تبدیل شدن دانشگاه به باشگاه احزاب آن را دو چندان کرده است.



با دوستان خود به اشتراک بگذارید

*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***