تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

گزارشی از عملکرد چندماهه تراکتورسازی؛

تراکتورسازی؛ بومی گرایی آری یا نه؟؟

با نزدیک شدن به لیگ چهاردهم فوتبال کشور، تب و تاب هواداران تراکتور برای دیدن تراکتوری متفاوت تر از گذشته بیشتر شده و البته تراکتور امسال با نکته نظرات متفاوت و گاها متناقضی از سوی هواداران و فوتبال دوستان مواجه شده است.برای تشریح بیشتر این موضوع، در نگاهی گذرا به عملکرد چند ماهه تراکتورسازی جهت آمادگی برای لیگ چهاردهم می پردازیم.

تراکتورسازی؛ بومی گرایی آری یا نه؟؟

ائل پرس / صابر عیسی پور

پروسه انتخاب سرمربی

هيات مديره تیم در پايان فصل سيزدهم وقطعي شدن عدم همکاري با توني اوليويرا، تاکيد زيادي بر خارجي بودن سرمربي فصل آينده تيمشان داشتند و مدت زمان زيادي را صرف انتخاب مرد اول نيمکت تراکتور کردند.

مديرعامل باشگاه همواره تاکيد مي‌کرد طبق اصول حرفه‌اي ابتدا باید مربي تيم  انتخاب شود  و بعد بحث تمديد قرارداد بازیکنان دنبال شود.

مدتها با گزينه‌هاي خارجي مثل برانکو،اسکوچيچ و پترويچ مذاکراتی انجام شد و به نتيجه نرسيد، تا اینکه مسئولان تراکتور دوباره به سمت مربيان وطني متمايل شدند و با توجه به اندک فرصت باقي مانده يکي ازگزينه‌هاي داخلي والبته بومی یعنی رسول خطیبی را به عنوان سرمربي انتخاب کردند.

بومی گرایی، موافقان و مخالفان

انتخاب خطیبی به عنوان سرمربی این نوید را به همگان داد که باید منتظر تراکتوری با شاکله جوان و البته بومی بود و انتظارات خیل عظیمی از فوتبال دوستان استان مبنی بر بومیگرایی در مسیر برآورده شدن قرار گرفت.

اما از طرفی دیگر هم با توجه به درخشش تراکتور در چند سال اخیر در لیگ برتر که همواره در جمع مدعیان قهرمانی حضور داشت انتظارات دیگری برای همگان ایجاد کرده و هواداران در فصل آتی قهرمانی در یکی از دوجام حذفی و لیگ برتر و درخشش در لیگ قهرمانان را می خواهند، لذا اعتقاد دارند که تراکتور بومی به چه قیمتی؟

اما در این میان برخی هواداران دراظهاراتی بومی سازی تیم را به موش آزمایشگاهی شدن تراکتور تعبیر می کنند و اعتقاد دارند بومی گرایی تیم بزرگسالان در این شرایط با قهرمانی در لیگ و حذفی منافات د ارد و استعداد یابی و بومی گرایی باید از تیم های پایه صورت گیرد.

 

بومی گرایی و دور ماندن اسطوره های تبریزی(!!)

اما نکته قابل تامل اینجاست که علی رغم اهتمام ویژه مدیریت تیم و قاطبه کارشناسان برای بومی گرایی چه در کادر فنی و چه دربازیکنان، چرا  تاکنون عده کثیری از اسطوره های قدیمی تبریز در انزوا به سر می برند.

با توجه به اینکه هم اکنون در میان قدیمی های تبریز مربیان دوره دیده و دارای مدارک بالای مربی گری حضور دارند چرامدیران باشگاه تاکنون از چنین امکانات و ظرفیت های انسانی هنوز استفاده مطلوب نکرده اند؟

اگر تاکنون عرصه و میدان عمل بیشتری به مربیان بومی استان فراهم می شد بدون تردید آینده درخشان و قابل اطمینانی برای فوتبال تبریز قابل تصور بود.

تا به امروز در تبریز زمینه برای فعالیت مربیان غیربومی بسیار بیشتر از مربیان بومی فراهم است، و این برای شهری که همیشه در ورزش به ویژه فوتبال ایران قطب محسوب شده است، چندان رویه مناسبی نبوده است.

البته ناگفته نماند که در زمان حاضرمدیران باشگاه ها از جمله تراکتورسازی با توجه به انتظارات هوادارن، نتیجه گرا شده اند و به خاطر از دست ندادن صندلی خود همواره به دنبال گزینه هایی هستند که خیلی زود به آنچه که می خواهند برسند تا مبادا به دلیل فرصت دادن به مربیان بومی کار خود را از دست بدهند.

طی سال های اخیر مربیان تبریزی همواره در بهترین حالت نفر دوم تیم های لیگ برتر بوده اند، ولی  در این میان تنها رسول خطیبی در فصل گذشته به عنوان سرمربی گسترش فولاد فعالیت کرد و توانست با عده ای جوان بومی نتایج درخشانی کسب کند و پس از سال ها نسل جدیدی از بازیکنان بومی آذربایجان را به فوتبال کشور معرفی نماید و نشان داد که می توان با فرصت دادن به مربیان بومی فوتبال تبریز را به لحاظ بومی گرایی دگرگون و نتایج مناسبی نیزگرفت.

اما طرف دیگر ماجرا هم مربوط به بی مهری برخی قدیمی ها می شود که بنا به گفته برخی هواداران، این بازیکنان دوران اوج خود را در تیم های بزرگ پایتخت و یا سایر تیم های داخلی گذرانده اند و حتی زمانی که تراکتور در دسته اول بسر می برد هیچگونه کمکی به این تیم نکردند و بعد از درخشش چند سال اخیر این تیم، سودای تعلق خاطر داشتن به تراکتور را سر دادند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***