تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

حاشیه نگاری خبرنگار ائل از سفر نوروزی به کربلای ایران و سرگذشت مردانِ مرد تاریخ:

از قربانگاه اسماعیل های تشنه لب تا سرزمینی که مادر پهلو شکسته را به خاطر می اندازد / عشقبازی جگرپاره های خمینی که تن به سازش ندادند

می گویند فکه مثل هیچ جا نیست و فکه فقط فکه است و گزاف هم نگفته اند.فکه قربانگاه اسماعیل های تشنه لب است که وقتی در رمل های آن قدم می گذاریم مفهوم العطش را بهتر می فهمیم.

از قربانگاه اسماعیل های تشنه لب تا سرزمینی که مادر پهلو شکسته را به خاطر می اندازد / عشقبازی جگرپاره های خمینی که تن به سازش ندادند

 ائل / صابر عیسی پور


عید امسال دوباره دل‌هایمان هوایی خاکریزهای مناطق عملیاتی دفاع مقدس شد و بدنبال شمیم و عطر بهشتی شهدا، همسفر با کاروان های راهیان نور در کربلای ایران شدیم؛ تا گمشده های خود در وانفسای روزگار را در رمل های فکه و غروب پرمعنی شلمچه و غربت هویزه و مظلومیت اروند جستجو کنیم.

فکه؛ قربانگاه اسماعیل های تشنه لب در رمل هایی که فریاد العطش دارد


فکه نخستین مقصد این سفر پرمعنی بود. می گویند فکه مثل هیچ جا نیست و فکه فقط فکه است و گزاف هم نگفته اند.

فکه قربانگاه اسماعیل های تشنه لب است که وقتی در رمل های آن قدم می گذاریم مفهوم العطش را بهتر می فهمیم.

Image title

Image title



به قول اهل معانی فکه را آنانی فهمیدند که آرزوی گمنام ماندن چون مادرشان فاطمه(س) در ناله های شبانه خواستند و از هواهای نفسانی و از خویشتن خویش تهی شدند.

آری فکه فقط فکه است...


شلمچه؛ کربلایی ترین سرزمینی که مادر پهلو شکسته را به خاطر می اندازد

شلمچه را همه با غروب دلگیر آن می شناسند. جایی که بیشترین شهدای ما کربلایی وار در آنجا به خون خود غلطیدند.

Image title


شلمچه جایی است که در آن یاد مادر پهلو شکسته، بغض در گلوها را می فشارد. شلمچه نزدیک ترین یادمان به کربلا و بی شک، کربلایی ترین قربانگاه است. اینجا مادران برای شهدای مظلوم این منطقه لالایی می خوانند.

Image title


شلمچه سرزمینی که زوار، خاک متبرک آن را به تبرک بر می دارند تا رهاورد سفرشان در تعطیلات نوروزی باشد.

طلائیه؛ خاک طلایی که مشهد عاشقان زخم خورده ای از جنس حاج ابراهیم و حمید بود


اینجا جایی است که شهیدان حسین وار جنگیده اند و از بدو ورود به خاک طلاگونه آن می توان تشنگی را در آن لمس کرد. مگر می شود داستان کربلا و عطش را شنید اما از کنار حلق های شعله ور و سرهای ستاره گون در طلائیه غفلت کرد.

Image title



حاج ابراهیم همت، آن عاشق زخم خورده، در همین نقطه آسمانی شده است. حسین خرازی، آن رزمنده باصفایی که مراد جاماندگان جهاد و شهادت بود؛ در طلائیه از دست خود گذشت. حمید باکری کمی جلوتر به خون غلطید و برادرش حتی از پیکر او گذشت.

آری طائیه هم خودش طلاست و هم خاکش...


اروند؛ همان رود وحشی که فرزندان خمینی کبیر آن را رام خود کرده و بال دربال ملائک شنا کردند

اروند را همه با همان رود وحشی می شناسند.یکی از کرامت های جنگ ما  درهمین اروند روی داد و چشم نظامیان خبره دنیا را خیره کرده و انگشت به دهان گذاشت.

دیروز جوانان حسینی ما به فرمان امام و ولی امر خود، خمینی کبیر و بدور از هر گونه محاسبات زمینی، کاری کارستان در اروند خروشان کرده این رود وحشی را رام خود کرده و خون دادند تا به صدامیان  بفهمانند که چگونه می توان بال دربال ملائک شنا کرد.


هویزه غریب و عشقبازی جگرپاره های خمینی که تن به سازش ندادند

سلام بر هویزه غریب، شهر باغچه های سوخته ای که  بزرگ ترين همايش زخم و آتش را توسط جوانانش رقم زد.

Image title



اینجا دردمندانه ترين قطعه از حماسه 8 سال عشقبازی بود که در گمنام ترين روز تاريخ رقم خورد تا آزادی و ایستادگی هویزه مدیون حماسه حسين علم الهدی و یارانش است و خاک کوی آنها طوطیای زائران و آزادگان است.


مردان الهی و پاره های تن خمینی ثابت کردند که اهل تسلیم و سازش نیستند تا هویزه را امروز عبرتی برای سازش کاران تبدیل کنند.

ای تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی بر یاران خمینی چه گذشت...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/HgWvRB
*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***