تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

گلایه های پسر ایران از حقوق های نجومی و دردهای مردم:

مسئولان باهم بودن را فراموش کرده اند / در شرایطی جنگ می کردیم که حقوق، لباس و غذای فرمانده لشکر و من سرباز یکی بود

نورالدین عافی، می گوید برخی مسوولان فراموش کرده اند که رمز پیروزی در دوران جنگ تحمیلی چه بود؟

مسئولان باهم بودن را فراموش کرده اند /  در شرایطی جنگ می کردیم که حقوق، لباس و غذای فرمانده لشکر و من سرباز یکی بود

به گزارش ائل ،  نورالدین عافی، جانباز پرافتخار تبریزی کشورمان که خاطراتش در کتاب «نورالدین، پسر ایران» نزدیک به هفتاد بار تجدید چاپ شده است و مقام معظم رهبری هم بر آن تقریظ نوشتند، می گوید برخی مسوولان فراموش کرده اند که رمز پیروزی در دوران جنگ تحمیلی چه بود؟ او وحدت، پشت سر ولایت حرکت کردن و در یک کلام «با هم بودن» را از مسوولان می خواهد.

 نورالدین عافی چند روز پیش پس از بازگشت از زیارت امام رضا(ع)  درباره این زیارت می گوید: دو هفته پیش برای برنامه ای به قم سفر کرده بودم و هنگام زیارت حضرت معصومه(س) در حرم این بانوی بزرگوار اسلام دعا کردم همراه خانواده توفیق زیارت ثامن الحجج(ع) را به ما بدهد که بلافاصله پس از بازگشت به تبریز فرصتی فراهم شد و شاه خراسان رخصت زیارت داد و ما را طلبید و الان هم تازه از مشهد برگشته ام و در خدمت شما هستم.

از نورالدین می پرسم ، وقتی به حرم امام رضا (ع) مشرف می شوید چه دعایی می کنید؟ می گوید: زمان جنگ در تمام عملیات ها ذکر یا امام رضا(ع) و مدد از او همراه ما بود و این روزها هم پیروزی رزمندگان مان را طلب می کنم و همچنین سلامتی رهبر عزیز انقلاب را خواستارم که از ایشان عزیزتر نداریم.

به نورالدین می گویم می دانی کتابت چند چاپ خورده است که می گوید: اوایل پیگیر بودم اما دیگر حسابش از دستم در رفته است، از من می پرسد: شما می دانید؟ ، می گویم بر اساس اعلام انتشارات سوره مهر، نزدیک هفتاد بار تجدید چاپ شده است.

به شرطی دوست دارم که فیلم خاطراتم ساخته شود که  آدم های ارزشی  بسازند

از کتاب نورالدین پسر ایران، تاکنون یک انیمیشن تلویزیونی و یکی، ‌دو مستند ساخته شده است و چند باری هم حرف فیلم سینمایی درباره آن به میان آمد، از نورالدین می پرسم دوست دارید فیلم خاطرات و کتابتان ساخته شود که توضیح می دهد: ساخته شود که بهتر است، به شرطی که آدم های ارزشی بیایند نه این که برخی هنرپیشه ها باشند که خودشان برخی موضوعات را قبول نداشته باشند، باید کسی بازی کند و فیلم را بسازد که از ته دل به آنچه در کتاب و زندگی من اتفاق افتاده ایمان داشته باشد.

اما صحبت های بعدی نورالدین درددل و گلایه است، گلایه نه برای خودش و نه از بی شمار دردهای این روزهای جسمی اش که سال هاست همراه او هستند، نورالدین آنقدر بزرگ است که وقتی سفره دلش را پهن می کند، باز هم این سفره پر از دردهای مردم است و خطابش به مسوولان!

گاهی مسوولان به یکدیگر در مقابل مردم چنان تهمت می زنند که انسان شرمش می آید

او  می گوید: مهمترین چیزی که شهدا برای ما باقی گذاشتند، عزت، ‌وحدت، عدالت، ولایت مداری و امنیت است، ما برای این ها جنگیدیم ولی امروز وقتی برخی اتفاق ها در جامعه و آنچه میان مسوولان می گذرد را می بینم با خودم می گویم چیزی که می خواستیم این نبود، ما در شرایطی جنگ می کردیم که فرمانده لشکر 2 هزار تومان حقوقش بود من سرباز هم 2 هزار تومان، همه یک غذا را می خوردیم، همه یک لباس بر تن داشتیم، بسیجی یعنی با هم بودن و در کنار هم بودن پشت سر ولایت، نمی شود که کسی با چند ده هزار تومان زندگی کند و دیگری چند صد میلیون حقوق بگیرد و ادعا کنیم هم با هم پشت سر ولایت هستیم!

نورالدین صحبت هایش را این گونه به پایان می رساند: به خاطر همین یکدلی و با هم بودن ما در جنگ پیروز شدیم، باز هم می گویم چیزی که ما می خواستیم این نبود، مسوولان با هم بودن را فراموش کرده اند، گاهی می بینم که به یکدیگر در مقابل مردم چنان تهمت می زنند که انسان شرمش می آید گوش کند. باور کنیم شهدا تنها چیزی که داشتند و هنوز هم به یادگار مانده، ولایتمداری شان بود، ایمان و ساده زیستی شان بود، ما هم امروز پشت سر ولایت باشیم.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/N7br7U
*** Section News End AdSense ***
*** Section AdSense ***