تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

بررسی نقش محوری دانشجویان در برخورد با حوادث گوناگون؛

از رسالت مطالبه گری در سال ۳۲ تا استفاده ابزاری توسط عوامل محرک در سال های ۷۸ و ۸۸ / دانشجو باید خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند

دانشجویی مطالبه گر است که اولا نسبت به اوضاع کشورش بی تفاوت نباشد، ثانیا خودش برای خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند؛ یکی از راه های پیشرفت دانشجو در مسیر مطالبه گری این است که فراتر از تعلقات حزبی و جناحی اش و به دور از تعصب بحث و گفتگو کرده و با افکار و عقاید افرادی که با افکار و عقایدش فاصله دارد صحبت کرده و با دنیای فکری آنها نیز آشنا شود.

از رسالت  مطالبه گری در سال 32 تا استفاده ابزاری  توسط عوامل محرک در سال های 78 و 88 / دانشجو باید خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند

ائل / حمید وظیفه

بخش اول:

در طول تاریخ معاصر کشورمان همواره نقش دانشجویان حائز اهمیت بوده است و به هیچ عنوان نمی توانیم دانشجو را از سیاست جدا سازیم؛ درواقع بعد از نخبگان و کارشناسان سیاسی، این دانشجویان هستند که بعنوان یک قشر مطالبه گر همیشه تحرکات و اتفاقات داخلی و خارجی کشور را رصد می کنند و نظرات و دیدگاه های خود را در این مورد بیان می کنند.

همچنین نقش محوری دانشجویان در برخورد با دولت ها و حکومت هایی که علیه منافع یک ملت و درجهت اهداف کشورهای مستکبر و سلطه گر قدم بر می دارند، پررنگ تر به نظر می رسد.

کشور ما نیز از این قضیه مستثنا نیست و از همان روز های پر تنش سال ۱۳۳۲ که کشورمان بدلیل وقایع مربوط به کودتای۲۸ مرداد دچار بحران شده بود، این دانشجویان بودند که همواره بعنوان یک قشر تحصیل کرده در کنار سایر اقشار مختلف مردم اعم از روحانیون، بازاری ها و... ، در مقابل حکومت دست نشانده  غرب سرخم فرود نیاوردند و جانانه ایستادگی کردند.

درواقع یکی از مهمترین رسالت های دانشجویان این است که در کنار کسب علم و دانش، در کسب بینش سیاسی هم مجاهدت کند و اصلا به هیچ عنوان در مقابل اتفاقات پیش رو بی تفاوت نباشد؛ چرا که بنا به گفته  شهید دکتر بهشتی «دانشجو مؤذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهد شد».

در طول دوران های مختلف بارها و بارها نقش این مؤذنین جامعه اسلامی بخوبی احساس شده است و اگر نبود رشادت ها و مبارزات دانشجویی، شاید سرنوشت این کشور دچار تغییرات خطرناکی می شد.

بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، یکی از راه هایی که همواره توسط دشمنان قسم خورده ی این نظام برای اقدام علیه امنیت ملی، ایجاد ناامنی، اغتشاش و ... بکار برده می شود، پروژه  تحریک و تشویق قشر دانشجو برای اجرای این طرح در داخل کشور می باشد بطوریکه با تحریف و برعکس جلوه دادن تاریخ، عملا روز ۱۶ آذر را بعنوان نماد مبارزه با نظام معرفی نموده و با این بهانه دانشجویان را برای اقدام علیه نظام ترغیب می کنند؛ در اینجا است که باید میزان بصیرت و بینش سیاسی یک دانشجو بعنوان مؤذن جامعه در معرض امتحان قرار گیرد و این دانشجو است که یا در مقابل توطئه های تمام نشدنی جبهه استکبار لبیک می گوید و در مقابل نظام می ایستد و یا با گفتن " نه " همه توطئه های دشمن را نقش بر آب می کند.

بعد از رحلت امام خمینی(ره) در سال ۶۸ جبهه استکبار به سردمداری آمریکا با طراحی پروژه  براندازی نظام جمهوری اسلامی، قصد برچیده شدن این نظام را داشت که نکته ی قابل توجه این است که این دو پروژه به فاصله ده سال از همدیگر اجرا شدند؛

پروژه اول ماجرای وقایع سال ۷۸ در زمان دولت اصلاحات و دیگری فتنه ی سال ۸۸ در جریان حوادث بعد از انتخابات میلیونی آن سال.

در هر دو پروژه متاسفانه بازهم این دانشجویان بودند که توسط عوامل محرک در بطن اغتشاشات قرار گرفتند و حوادث تلخی همچون کوی دانشگاه رخ داد که موجب رنجیده خاطر شدن مقام معظم رهبری از آن اتفاقات تلخ شد.

یکی از دلایلی که باعث می شود تا دانشجویان یک جامعه خیلی زود در داخل پازل براندازی قرار گیرند، این است که دانشجو بدلیل شرایط سنی حساس و تاثیر پذیری زیاد در این سن، براحتی تحت تأثیر صحبت های عوامل محرک داخلی و خارجی قرار گرفته و در اثر از بین رفتن قوه تحلیل، قوه احساس تحریک شده و موجب حضور دانشجویان در پازل براندازی می شود.

به طور مثال در حوادث سال ۷۸، یکی از عوامل محرک شخص معاون سیاسی وزارت کشور یعنی مصطفی تاج زاده بود که عملا دانشجویانی را که در مقابل وزارت کشور تجمع کرده بودند، به سمت بیت مقام معظم رهبری حرکت داد و یا در سال ۸۸ و در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، عوامل و نفرات مختلفی بودند که بعنوان عامل محرک ایفای نقش کردند.

همسر مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی از این نفرات تأثیرگذار در ایجاد اغتشاشات بود بطوریکه وی بعد از انداختن رأی و موقع خروج از محل رأی گیری در پاسخ به خبرنگاران درمورد اینکه چه توصیه ای به مردم دارد،گفت که«اگه تقلب شد، بریزن تو خیابونا»

و یا میرحسین موسوی درحالی که هنوز رأی گیری تمام نشده بود و بالتبع شمارش آرا شروع نشده بود،درجمع خبرنگاران از پیروزی خود خبر داد و در واقع به طرفدارانش القا کرد که در صورت عدم پیروزی وی، به نشانه اعتراض تظاهرات و اغتشاشات را برای احقاق حق برپا کنند.

لذا وجود عوامل محرک در زمان های حساس که نقش کلیدی را ایفا می کنند، باعث فعال شدن احساسات و از بین رفتن قوه تحلیل دانشجویان می شود؛به ویژه اینکه این فرد از مقامات بلند بالا و یا به عبارتی از خواص جامعه باشد که در اینصورت تأثیر سخنان این فرد بر جامعه بیشتر و خطرناک تر می شود‌.


بخش دوم:

 پس اگر دانشجویی می خواهد بعنوان یک فرد تأثیرگذار در تصمیم گیری های یک نظام ایفای وظیفه کند؛ اولین پارامتری که باید دارای آن باشد عبارت است از قوه تحلیل و طرح سوال.

یعنی تا زمانی که سوالات و تحلیل های دانشجو متأثر از عوامل داخلی یا خارجی باشد، این دانشجو نیست که مطالبه گر است بلکه طراح آن سوالات است که افکارش را در قالب دانشجویان در جامعه پیاده می کند.

بنابراین دانشجویی مطالبه گر است که اولا نسبت به اوضاع کشورش بی تفاوت نباشد، ثانیا خودش برای خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند؛ سومین راه پیشرفت یک دانشجو در مسیر مطالبه گری این است که فراتر از تعلقات حزبی و جناحی اش و به دور از تعصب بحث و گفتگو کرده و با افکار و عقاید افرادی که با افکار و عقایدش فاصله دارد صحبت کرده و با دنیای فکری آنها نیز آشنا شود. در این صورت است که میدان دید بالایی پیدا می کند و از تفکر تک بعدی خارج شده و در نتیجه تحلیل ها و نظرات عمیق تری نسبت به مسائل مختلف پیدا می کند.


با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/vD1YkC

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    دوشنبه

    ۲۷ آذر ۱۳۹۶
  • ۵°
  • مه
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , تاریخ اصلاح گردد شناسه خبر : ۶۱۳۰۵

بررسی نقش محوری دانشجویان در برخورد با حوادث گوناگون؛

از رسالت مطالبه گری در سال ۳۲ تا استفاده ابزاری توسط عوامل محرک در سال های ۷۸ و ۸۸ / دانشجو باید خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند

دانشجویی مطالبه گر است که اولا نسبت به اوضاع کشورش بی تفاوت نباشد، ثانیا خودش برای خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند؛ یکی از راه های پیشرفت دانشجو در مسیر مطالبه گری این است که فراتر از تعلقات حزبی و جناحی اش و به دور از تعصب بحث و گفتگو کرده و با افکار و عقاید افرادی که با افکار و عقایدش فاصله دارد صحبت کرده و با دنیای فکری آنها نیز آشنا شود.

ائل / حمید وظیفه

بخش اول:

در طول تاریخ معاصر کشورمان همواره نقش دانشجویان حائز اهمیت بوده است و به هیچ عنوان نمی توانیم دانشجو را از سیاست جدا سازیم؛ درواقع بعد از نخبگان و کارشناسان سیاسی، این دانشجویان هستند که بعنوان یک قشر مطالبه گر همیشه تحرکات و اتفاقات داخلی و خارجی کشور را رصد می کنند و نظرات و دیدگاه های خود را در این مورد بیان می کنند.

همچنین نقش محوری دانشجویان در برخورد با دولت ها و حکومت هایی که علیه منافع یک ملت و درجهت اهداف کشورهای مستکبر و سلطه گر قدم بر می دارند، پررنگ تر به نظر می رسد.

کشور ما نیز از این قضیه مستثنا نیست و از همان روز های پر تنش سال ۱۳۳۲ که کشورمان بدلیل وقایع مربوط به کودتای۲۸ مرداد دچار بحران شده بود، این دانشجویان بودند که همواره بعنوان یک قشر تحصیل کرده در کنار سایر اقشار مختلف مردم اعم از روحانیون، بازاری ها و... ، در مقابل حکومت دست نشانده  غرب سرخم فرود نیاوردند و جانانه ایستادگی کردند.

درواقع یکی از مهمترین رسالت های دانشجویان این است که در کنار کسب علم و دانش، در کسب بینش سیاسی هم مجاهدت کند و اصلا به هیچ عنوان در مقابل اتفاقات پیش رو بی تفاوت نباشد؛ چرا که بنا به گفته  شهید دکتر بهشتی «دانشجو مؤذن جامعه است، اگر خواب بماند نماز امت قضا خواهد شد».

در طول دوران های مختلف بارها و بارها نقش این مؤذنین جامعه اسلامی بخوبی احساس شده است و اگر نبود رشادت ها و مبارزات دانشجویی، شاید سرنوشت این کشور دچار تغییرات خطرناکی می شد.

بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، یکی از راه هایی که همواره توسط دشمنان قسم خورده ی این نظام برای اقدام علیه امنیت ملی، ایجاد ناامنی، اغتشاش و ... بکار برده می شود، پروژه  تحریک و تشویق قشر دانشجو برای اجرای این طرح در داخل کشور می باشد بطوریکه با تحریف و برعکس جلوه دادن تاریخ، عملا روز ۱۶ آذر را بعنوان نماد مبارزه با نظام معرفی نموده و با این بهانه دانشجویان را برای اقدام علیه نظام ترغیب می کنند؛ در اینجا است که باید میزان بصیرت و بینش سیاسی یک دانشجو بعنوان مؤذن جامعه در معرض امتحان قرار گیرد و این دانشجو است که یا در مقابل توطئه های تمام نشدنی جبهه استکبار لبیک می گوید و در مقابل نظام می ایستد و یا با گفتن " نه " همه توطئه های دشمن را نقش بر آب می کند.

بعد از رحلت امام خمینی(ره) در سال ۶۸ جبهه استکبار به سردمداری آمریکا با طراحی پروژه  براندازی نظام جمهوری اسلامی، قصد برچیده شدن این نظام را داشت که نکته ی قابل توجه این است که این دو پروژه به فاصله ده سال از همدیگر اجرا شدند؛

پروژه اول ماجرای وقایع سال ۷۸ در زمان دولت اصلاحات و دیگری فتنه ی سال ۸۸ در جریان حوادث بعد از انتخابات میلیونی آن سال.

در هر دو پروژه متاسفانه بازهم این دانشجویان بودند که توسط عوامل محرک در بطن اغتشاشات قرار گرفتند و حوادث تلخی همچون کوی دانشگاه رخ داد که موجب رنجیده خاطر شدن مقام معظم رهبری از آن اتفاقات تلخ شد.

یکی از دلایلی که باعث می شود تا دانشجویان یک جامعه خیلی زود در داخل پازل براندازی قرار گیرند، این است که دانشجو بدلیل شرایط سنی حساس و تاثیر پذیری زیاد در این سن، براحتی تحت تأثیر صحبت های عوامل محرک داخلی و خارجی قرار گرفته و در اثر از بین رفتن قوه تحلیل، قوه احساس تحریک شده و موجب حضور دانشجویان در پازل براندازی می شود.

به طور مثال در حوادث سال ۷۸، یکی از عوامل محرک شخص معاون سیاسی وزارت کشور یعنی مصطفی تاج زاده بود که عملا دانشجویانی را که در مقابل وزارت کشور تجمع کرده بودند، به سمت بیت مقام معظم رهبری حرکت داد و یا در سال ۸۸ و در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، عوامل و نفرات مختلفی بودند که بعنوان عامل محرک ایفای نقش کردند.

همسر مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی از این نفرات تأثیرگذار در ایجاد اغتشاشات بود بطوریکه وی بعد از انداختن رأی و موقع خروج از محل رأی گیری در پاسخ به خبرنگاران درمورد اینکه چه توصیه ای به مردم دارد،گفت که«اگه تقلب شد، بریزن تو خیابونا»

و یا میرحسین موسوی درحالی که هنوز رأی گیری تمام نشده بود و بالتبع شمارش آرا شروع نشده بود،درجمع خبرنگاران از پیروزی خود خبر داد و در واقع به طرفدارانش القا کرد که در صورت عدم پیروزی وی، به نشانه اعتراض تظاهرات و اغتشاشات را برای احقاق حق برپا کنند.

لذا وجود عوامل محرک در زمان های حساس که نقش کلیدی را ایفا می کنند، باعث فعال شدن احساسات و از بین رفتن قوه تحلیل دانشجویان می شود؛به ویژه اینکه این فرد از مقامات بلند بالا و یا به عبارتی از خواص جامعه باشد که در اینصورت تأثیر سخنان این فرد بر جامعه بیشتر و خطرناک تر می شود‌.


بخش دوم:

 پس اگر دانشجویی می خواهد بعنوان یک فرد تأثیرگذار در تصمیم گیری های یک نظام ایفای وظیفه کند؛ اولین پارامتری که باید دارای آن باشد عبارت است از قوه تحلیل و طرح سوال.

یعنی تا زمانی که سوالات و تحلیل های دانشجو متأثر از عوامل داخلی یا خارجی باشد، این دانشجو نیست که مطالبه گر است بلکه طراح آن سوالات است که افکارش را در قالب دانشجویان در جامعه پیاده می کند.

بنابراین دانشجویی مطالبه گر است که اولا نسبت به اوضاع کشورش بی تفاوت نباشد، ثانیا خودش برای خودش طرح سوال کند نه دیگران برای وی سوال بسازند؛ سومین راه پیشرفت یک دانشجو در مسیر مطالبه گری این است که فراتر از تعلقات حزبی و جناحی اش و به دور از تعصب بحث و گفتگو کرده و با افکار و عقاید افرادی که با افکار و عقایدش فاصله دارد صحبت کرده و با دنیای فکری آنها نیز آشنا شود. در این صورت است که میدان دید بالایی پیدا می کند و از تفکر تک بعدی خارج شده و در نتیجه تحلیل ها و نظرات عمیق تری نسبت به مسائل مختلف پیدا می کند.