تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

به بهانه فرارسیدن سالروز تولد پیامبر مهربانی ها؛

میلادت مبارک صاحب صلوات/ حرف هاست امشب با دل من و آسمان محمد، ادرکنی یا حضرت باران...

امروز دلتنگ تر از خودم، کسی را ندیدم جز آسمانی که میل باریدن دارد.

میلادت مبارک صاحب صلوات/ حرف هاست امشب با دل من و آسمان محمد، ادرکنی یا حضرت باران...

ائل / فاطمه حبیب پور؛

میلاد توست ولی باز هم هوای این دل، هوای گریه است... نام تو عجین شده است با گنبدی خضرا، با معصومیت و مظلومیت...

آه که چه ها کشیدی بعد از بعثتت و حتی قبل از آن، آن زمان که با خدای خود به راز می نشستی و به نیاز...

در شب میلاد تو و ششمین امام از نوادگانت، چه می توان گفت جز درخواست عاقبت بخیری.

پیامبر مهربانی ها، امشب به قره عینت، به فاطمه ات قسم خواهم خورد تا مرا نیز دعایی بکنی، بخواهی از خداوند یگانه ات تا بار مسلمانی ام را به خوبی زمین بگذارم، اسلام را کامل به جا بیاورم و ادای مسلمان ها را درنیاورم، می خواهم که دعایمان کنی به حق صلوات کبیره ات، به حق سوره کوثر، به حق همه فداکاری ها و مهربانی هایت که خداوند رحمان بگذرد از تمامی توبه هایی که باز هم مرا توبه کار کردند!

پیامبر خوبی ها، به شوق میلادت سر از پا نمی شناسیم، اما می دانم هواخواه همه دل های شکسته ای، دل های در انتظار و آنها که این دنیا و تار و پودش بی قرارشان کرده، قراری بده به این دل های از هم گسیخته، مهربانی هات را سرازیر کن که تو رحمه للعالمینی...

اکنون که تو را می نویسم، می شنوم خدای را که می گوید مرا، قسم بر ماه، بر خورشید، قسم بر...

به شماره افتاده ضربانم و به صف شده اشک هایم و برای به راه افتادن همدیگر را هُل می دهند.

باز هم اینانند که از قلم زودتر راهی شده اند بر دفتر دلم.

می شناسیَم خوب و می شناسمت بسیار، تو رحمت هر دو جهانی، تو صاحب صلواتی.

تو را می بارم و به نوازشی محتاج و به نگاهت مشتاقم.

شهادت می دهم که تو  و خدای تو و میراث تو و همه ی تو، پناه منی از دیروزهای سخت و آمده تا فرداهای نیامده ی تنها.

امروز دلتنگ تر از خودم، کسی را ندیدم جز آسمانی که میل باریدن دارد.

حرف هاست امشب با دل من و آسمان محمد، ادرکنی یا حضرت باران.

تو را می خوانم خسته و گنهکار و می گویمت که یادت باشد همه آمدند و بر مدینه چشمانت مهمان شدند، چشمان تو چراغ سبزیست بر راه بر من بسته و من تنها مانده ام بر قایق دلتنگی سوار و بر دریای پریشانی اشک نگران بر آرزوی دیدارت که در هر دعا میهمان آسمان می شود.

تو آمین بگو که دستان تو بی جواب برنخواهد گشت.

از خودت بی خبرم، مرا مژده ای بده و دعا کن به حق فاطمه ات که حق بار سنگین نامم را ادا کنم که فاطمه نام بودن آسان است ولی فاطمه بودن سخت...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/D7i75t

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    شنبه

    ۲۵ آذر ۱۳۹۶
  • -۲°
  • غبار
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , تاریخ اصلاح گردد شناسه خبر : ۶۱۲۴۵

به بهانه فرارسیدن سالروز تولد پیامبر مهربانی ها؛

میلادت مبارک صاحب صلوات/ حرف هاست امشب با دل من و آسمان محمد، ادرکنی یا حضرت باران...

امروز دلتنگ تر از خودم، کسی را ندیدم جز آسمانی که میل باریدن دارد.

ائل / فاطمه حبیب پور؛

میلاد توست ولی باز هم هوای این دل، هوای گریه است... نام تو عجین شده است با گنبدی خضرا، با معصومیت و مظلومیت...

آه که چه ها کشیدی بعد از بعثتت و حتی قبل از آن، آن زمان که با خدای خود به راز می نشستی و به نیاز...

در شب میلاد تو و ششمین امام از نوادگانت، چه می توان گفت جز درخواست عاقبت بخیری.

پیامبر مهربانی ها، امشب به قره عینت، به فاطمه ات قسم خواهم خورد تا مرا نیز دعایی بکنی، بخواهی از خداوند یگانه ات تا بار مسلمانی ام را به خوبی زمین بگذارم، اسلام را کامل به جا بیاورم و ادای مسلمان ها را درنیاورم، می خواهم که دعایمان کنی به حق صلوات کبیره ات، به حق سوره کوثر، به حق همه فداکاری ها و مهربانی هایت که خداوند رحمان بگذرد از تمامی توبه هایی که باز هم مرا توبه کار کردند!

پیامبر خوبی ها، به شوق میلادت سر از پا نمی شناسیم، اما می دانم هواخواه همه دل های شکسته ای، دل های در انتظار و آنها که این دنیا و تار و پودش بی قرارشان کرده، قراری بده به این دل های از هم گسیخته، مهربانی هات را سرازیر کن که تو رحمه للعالمینی...

اکنون که تو را می نویسم، می شنوم خدای را که می گوید مرا، قسم بر ماه، بر خورشید، قسم بر...

به شماره افتاده ضربانم و به صف شده اشک هایم و برای به راه افتادن همدیگر را هُل می دهند.

باز هم اینانند که از قلم زودتر راهی شده اند بر دفتر دلم.

می شناسیَم خوب و می شناسمت بسیار، تو رحمت هر دو جهانی، تو صاحب صلواتی.

تو را می بارم و به نوازشی محتاج و به نگاهت مشتاقم.

شهادت می دهم که تو  و خدای تو و میراث تو و همه ی تو، پناه منی از دیروزهای سخت و آمده تا فرداهای نیامده ی تنها.

امروز دلتنگ تر از خودم، کسی را ندیدم جز آسمانی که میل باریدن دارد.

حرف هاست امشب با دل من و آسمان محمد، ادرکنی یا حضرت باران.

تو را می خوانم خسته و گنهکار و می گویمت که یادت باشد همه آمدند و بر مدینه چشمانت مهمان شدند، چشمان تو چراغ سبزیست بر راه بر من بسته و من تنها مانده ام بر قایق دلتنگی سوار و بر دریای پریشانی اشک نگران بر آرزوی دیدارت که در هر دعا میهمان آسمان می شود.

تو آمین بگو که دستان تو بی جواب برنخواهد گشت.

از خودت بی خبرم، مرا مژده ای بده و دعا کن به حق فاطمه ات که حق بار سنگین نامم را ادا کنم که فاطمه نام بودن آسان است ولی فاطمه بودن سخت...