تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

شرمم گرفت از دیدن غربتش در خاک وطن؛

مهمان دولتی تهران نشین بدجور همه را دورخود جمع کرده بود که تو را یادمان رفته بود / برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی همایون آذر میدانم انقدر روحت بلند و تواضعت بیشمار است که همه کم کاری ها و ضعف های ما را خواهی بخشید تو را به شهید دشت کربلا تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

مهمان دولتی تهران نشین بدجور همه را دورخود جمع کرده بود که تو را یادمان رفته بود / برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

ائل / سیده صفورا موسویلر خسروشاهی

قلم که به دستم گرفتم خواستم بنویسم همه آمده بودند اما دروغ چرا نیامده بودند

نه جلسه ای تعطیل شده بود نه برنامه ای به خاطر آمدنش کنسل

مهمان دولتی تهران نشین استان هم انگار بدجور همه را دورخود جمع کرده بود که تو را یادمان رفته بود

شرمم گرفت از دیدن غربتش در خاک وطن

35 سال غربتش دلم را نلرزاند اما غریبی در وطن آتش به جانم زد

تو روزی جان شیرینت را به کف گرفتی و حامی جان ما شدی و رفتی اما امروز ما حتی نخواستیم جای خالی پدر و مادرت را درمراسم استقبالت پرکنیم

انگار فراموش کرده ایم یال و کوپال و میز و جایگاهمان همه از ایثار و جوانمردی توست سرباز شجاع وطن

جالبش اینجا بود تویِ بسیجیِ دلاور همزمان با هفته بسیج آمدی اما بسیجی وارهم به استقبالت نیامدیم

نمیدانم کار فرهنگی دراین آشفته بازاری هجوم دشمن برتفکراتمان, لای کدام خودخواهی هایمان گم شده است که حتی گاهی توراهم که مدیونت هستیم راهم فراموش میکنیم

کجای کارمان لنگ میزند که کارهای فرهنگیمان یاشورِ شور است یا بی نمکِ بی نمک

برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی همایون آذر میدانم انقدر روحت بلند و تواضعت بیشمار است که همه کم کاری ها و ضعف های ما را خواهی بخشید تو را به شهید دشت کربلا تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/m4r7Uv

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    شنبه

    ۲۵ آذر ۱۳۹۶
  • -۲°
  • غبار
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , تاریخ اصلاح گردد شناسه خبر : ۶۰۷۴۸

شرمم گرفت از دیدن غربتش در خاک وطن؛

مهمان دولتی تهران نشین بدجور همه را دورخود جمع کرده بود که تو را یادمان رفته بود / برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی همایون آذر میدانم انقدر روحت بلند و تواضعت بیشمار است که همه کم کاری ها و ضعف های ما را خواهی بخشید تو را به شهید دشت کربلا تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...

ائل / سیده صفورا موسویلر خسروشاهی

قلم که به دستم گرفتم خواستم بنویسم همه آمده بودند اما دروغ چرا نیامده بودند

نه جلسه ای تعطیل شده بود نه برنامه ای به خاطر آمدنش کنسل

مهمان دولتی تهران نشین استان هم انگار بدجور همه را دورخود جمع کرده بود که تو را یادمان رفته بود

شرمم گرفت از دیدن غربتش در خاک وطن

35 سال غربتش دلم را نلرزاند اما غریبی در وطن آتش به جانم زد

تو روزی جان شیرینت را به کف گرفتی و حامی جان ما شدی و رفتی اما امروز ما حتی نخواستیم جای خالی پدر و مادرت را درمراسم استقبالت پرکنیم

انگار فراموش کرده ایم یال و کوپال و میز و جایگاهمان همه از ایثار و جوانمردی توست سرباز شجاع وطن

جالبش اینجا بود تویِ بسیجیِ دلاور همزمان با هفته بسیج آمدی اما بسیجی وارهم به استقبالت نیامدیم

نمیدانم کار فرهنگی دراین آشفته بازاری هجوم دشمن برتفکراتمان, لای کدام خودخواهی هایمان گم شده است که حتی گاهی توراهم که مدیونت هستیم راهم فراموش میکنیم

کجای کارمان لنگ میزند که کارهای فرهنگیمان یاشورِ شور است یا بی نمکِ بی نمک

برادر بسیجی عبدالحسین عبدالهی همایون آذر میدانم انقدر روحت بلند و تواضعت بیشمار است که همه کم کاری ها و ضعف های ما را خواهی بخشید تو را به شهید دشت کربلا تو را به عظمت ایثارت یاریمان کن بیدار شویم ...