تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

گفت‌وگویی صمیمی ائل با همسر شهیدی که هنوز با غرور از علی آقا نام می برد:

شهید تجلایی؛ فاتح ۲۱ ساله سوسنگرد و افتخار همسرش / تنها راه عاقبت بخیری حرکت در پشت ولایت فقیه بدون وابستگی به جناح ها

هنوز بعد از ۳۳ سال وقتی اسم علی آقا می آید، اشک در چشمانش موج می زند و با جسارت تمام میگوید، عاشق همسرش است و هنوز وقتی اسم علی آقا می آید، حضورش را احساس میکنم و دلم میلرزد.

شهید تجلایی؛ فاتح 21 ساله سوسنگرد و افتخار همسرش / تنها راه عاقبت بخیری حرکت در پشت ولایت فقیه بدون وابستگی به جناح ها

ائل/ پریسا حق پرست

بی شک همسران شهدا نقش اساسی و کلیدی در حماسه آفرینی داشته اند و باید به عنوان مظلوم ترین های جنگ معرفی شوند، امروز هم در پاسداری از خون شهیدانشان و ارزش ها و آرمان های انقلاب تلاش گسترده ای دارند و از ادامه دهندگان راستین راه شهدا و امام راحل محسوب می شوند.

زنانی که در سنین کم، همسرشان را، زندگیشان را فدای اسلام کردند و در مقابل همه مشکلات، خم به ابرو نیاوردند. سرکار خانم نسیبه عبد العلی زاده، یکی از همین  زنانی بود که همسرش را  در 25 سالگی از دست داد، همسری که فاتح سوسنگرد بود و عاشق شهادت.

شیر زنی که هنوز بعد از 33 سال وقتی اسم علی تجلایی می آید، اشک در چشمانش موج می زند و با جسارت تمام می گوید، عاشق همسرش است و هنوز وقتی اسم علی آقا می آید، می گوید حضورش را احساس می کنم  و دلم می لرزد.

شهیدعلی تجلایی به عنوان نماد مقاومت در روزهای محاصره سوسنگرد شناخته می‌شود. او از فرماندهان سپاه اسلام در دهلاویه و سوسنگرد  بود. این شهید 5 مردادماه 1338 در تبریز به دنیا آمد و در 25 اسفندماه 1363 در شرق دجله در جریان عملیات بدر به شهادت رسید و پیکر مطهرش جاوید باقی ماند. او مسئول اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیا(ص) بود که پیکر وی هیچگاه به وطن بازنگشت.

به بهانه ازادسازی سوسنگرد، گفنتگوی صمیمی با همسر این شهید داشته ایم که مشروح آن بشرح ذیل می باشد: 

شبانه روز دعا می کردم که با علی آقا ازدواج کنم

ائل: از آشنایی و ازدواجتان بگویید.

آشنایی و ازدواج من و علی آقا، کاملا اتفاقی بود، بعد از عملیات سوسنگرد که در بیمارستان بستری بودند، بر حسب کنجکاوی از پی بردن به هویت و شخصیت ایشان به ملاقات رفتم که این ملاقات باب آشنایی را باز کرد و بعد از 4 ماه به خواستگاری آمدند و بر خلاف مخالفت های خانواده، شبانه روز دعا می کردم که با علی آقا ازدواج کنم. علی می گفت: شاید من فقط یک روز کنار شما باشم و شاید یک عمر، شهادت آرزوی من است و هر جا که اسلام نیاز داشته باشد، مطمئنا خواهم رفت ولی تا وقتی زنده ام تلاش خواهم کرد که خوشبختتان کنم.

دعای شهادت برای همسر، سر سفره عقد

ائل: از لحظه عقد و ارزوی شهادت برایمان بگویید

قرار بود شهید آیت الله مدنی خطبه عقد ما را جاری کند. قبل از شروع مراسم، علی آقا رو به من کرد و گفت: شنیده ام که عروس هر چه  در مراسم عقد از خدا بخواهد خدا اجابت می کند.نگاهش کردم و گفتم چه آرزویی داری؟ درحالی که چشمان مهربانش را به زمین دوخته بود گفت:اگر علاقه ای به من داری دعا کنید و از خدا برای من شهادت بخواهید. از این کلام او تنم لرزید.چنین جمله ای برای یک عروس در چنین مراسمی بی نهایت سخت بود.

سعی کردم طفره بروم اما علی مرا قسم داد و به ناچار قبول کردم.هنگام جاری شدن خطبه عقد از خداوند بزرگ هم برای خودم و هم برای علی طلب شهادت کردم و بلافاصله با چشمانی پر از اشک نگاهم را به علی دوختم؛ آثار خوشحالی در چهره‌اش آشکار بود. مراسم ازدواج ما در حضور شهید آیت‌الله مدنی و تعدادی از برادران پاسدار برگزار شد. نمی‌دانم این چه رازی است که همه پاسداران این مراسم و داماد و آیت‌الله مدنی همه به فیض شهادت نائل شدند.



Image title

ائل: زندگی بعد را شهید تجلایی چگونه بود؟

زندگی بعد از علی آقا خیلی سخت بود، مردی که معصومیت در چشمانش موج می زد، سختی نبودن و نداشتن علی آقا یک طرف بود و سختی های زندگی یک طرف، من مشکلاتی را متحمل شدم که شاید اگر این مشکلات در زندگی یک مرد بود، کمر او خم می شد ولی من ایستادم، حتی علی آقا در وصیت نامه شان نوشته بودند که می دانم با چه سختی هایی زندگی خواهی کرد و یتیمانه بچه ها را بزرگ خواهی کرد  ولی من آگاهانه این را را انتخاب کردم من تمام مشکلات را با رگ و پوستم احساس کردم.


Image title

ائل: اگر زمان به عقب باز گردد باز هم شهید تجلایی را برای ازدواج انتخاب می کردید؟

هیچ گاه از انتخاب شهید تجلایی پشیمان نشدم

مادرم همیشه غصه می خوردند که بعد از علی تنها می مانی، وقتی با علی آقا ازدواج کردم همه می گفتند که شور جوانی است،  اما  اکنون  بعد از گذشت 33 سال راحت می گویم هیچوقت از اینکه علی آقا را انتخاب کردم پشیمان نیستم، حتی اگر مثل اصحاب کهف بخوابم و صد ها سال دیگر بیدار شوم و بدانم علی باز هم شهید می شود، باز هم او را انتخاب می کردم و باز هم عاشقش می شدم و این پذیرش حضور علی آقا به حدی است که هنوز بعد از 33 سال وقتی از علی آقا حرف می زنم بغض راه گلویم را می بندد.

ائل: بنظرتان همسران شهدای مدافع حرم چقدر شبیه به همسران دفاع مقدس هستند؟

همسران شهدا، سهم بزرگی از این شهادت را دارند

اگر رزمندگان با خیال راحت به جنگ با دشمنان می رفتند تابه آرمان هایشان برسند به این دلیل بود که خیالشان از بابت خانه و خانواده شان راحت بود و می دانستند شیر زن هایی دارند که مواظب خانه و فرزندانشان هستند.اگر مردان در جبهه توانستند به پیروزی برسند به دلیل پشتیبانی این بانوان بود؛ زن ها نقش بزرگ و عظیمی در این راستا داشتند. همسران شهدا، سهم بزرگی از این شهادت را دارند ، کسی که به راه همسرش اعتقاد نداشته باشد، نمی تواند که چنین صبری داشته باشد چرا که هر زمان اسلام نیاز به سرباز داشت بزرگ مردانی  مثل شهیدان در عرصه حضور پیدا کردندو فقط یک زن با اعتقادات بسیار قوی می تواند همسفر مردی شود که پشتیبان ولایت فقیه بود و در بر علیه ظلم جنگیده است.

ائل: بنظرتان جوانان امروزی چقدر شبیه شهیدان دیروزی بودند؟

این زمان هم تجلایی ها دارد

هر زمانی، جوانان دوره خود را دارد، وقتی علی شهید شد من 25 سالم بود جوانی نباید بهانه ای باشد  که هر کس هر کاری دلش می خواهد انجام دهد، علی وقت آزاد سازی سوسنگرد 21 سال داشت، اکنون هم  هستند جوان هایی که با ایمان در راه اسلام قدم برمی دارند، این زمان هم تجلایی ها دارد.

Image title



ائل: توصیه شما به همسران شهدای مدافع حرم چیست؟

برای همه همسران مدافع حرم صبر می طلبم


برای همه همسران شهدا آرزوی صبر عظیم می کنم، چون صبر در فراق این اشخاص سخت است و هنوز من بعد از 33 سال  وقتی به علی فکر میکنم، بغض دارم.

من معتقدم برای عاقبت بخیری باید در  پشت ولایت فقیه حرکت کرد بدون وابستگی به جناح ها؛ من تا کنون اینگونه زندگی کردم و2 فرزندم، مریم و حنانه را هم اینگونه بزرگ کرده ام و علی هم اینطور بود صرفا گوش دادن  به  حرف ولایت فقیه آدمی را عاقب بخیر می کند وبه  راه راست را هدایت می کند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/6a5nFx

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    یکشنبه

    ۲۶ آذر ۱۳۹۶
  • -۲°
  • غبار
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , تاریخ اصلاح گردد شناسه خبر : ۶۰۵۵۳

گفت‌وگویی صمیمی ائل با همسر شهیدی که هنوز با غرور از علی آقا نام می برد:

شهید تجلایی؛ فاتح ۲۱ ساله سوسنگرد و افتخار همسرش / تنها راه عاقبت بخیری حرکت در پشت ولایت فقیه بدون وابستگی به جناح ها

هنوز بعد از ۳۳ سال وقتی اسم علی آقا می آید، اشک در چشمانش موج می زند و با جسارت تمام میگوید، عاشق همسرش است و هنوز وقتی اسم علی آقا می آید، حضورش را احساس میکنم و دلم میلرزد.

ائل/ پریسا حق پرست

بی شک همسران شهدا نقش اساسی و کلیدی در حماسه آفرینی داشته اند و باید به عنوان مظلوم ترین های جنگ معرفی شوند، امروز هم در پاسداری از خون شهیدانشان و ارزش ها و آرمان های انقلاب تلاش گسترده ای دارند و از ادامه دهندگان راستین راه شهدا و امام راحل محسوب می شوند.

زنانی که در سنین کم، همسرشان را، زندگیشان را فدای اسلام کردند و در مقابل همه مشکلات، خم به ابرو نیاوردند. سرکار خانم نسیبه عبد العلی زاده، یکی از همین  زنانی بود که همسرش را  در 25 سالگی از دست داد، همسری که فاتح سوسنگرد بود و عاشق شهادت.

شیر زنی که هنوز بعد از 33 سال وقتی اسم علی تجلایی می آید، اشک در چشمانش موج می زند و با جسارت تمام می گوید، عاشق همسرش است و هنوز وقتی اسم علی آقا می آید، می گوید حضورش را احساس می کنم  و دلم می لرزد.

شهیدعلی تجلایی به عنوان نماد مقاومت در روزهای محاصره سوسنگرد شناخته می‌شود. او از فرماندهان سپاه اسلام در دهلاویه و سوسنگرد  بود. این شهید 5 مردادماه 1338 در تبریز به دنیا آمد و در 25 اسفندماه 1363 در شرق دجله در جریان عملیات بدر به شهادت رسید و پیکر مطهرش جاوید باقی ماند. او مسئول اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیا(ص) بود که پیکر وی هیچگاه به وطن بازنگشت.

به بهانه ازادسازی سوسنگرد، گفنتگوی صمیمی با همسر این شهید داشته ایم که مشروح آن بشرح ذیل می باشد: 

شبانه روز دعا می کردم که با علی آقا ازدواج کنم

ائل: از آشنایی و ازدواجتان بگویید.

آشنایی و ازدواج من و علی آقا، کاملا اتفاقی بود، بعد از عملیات سوسنگرد که در بیمارستان بستری بودند، بر حسب کنجکاوی از پی بردن به هویت و شخصیت ایشان به ملاقات رفتم که این ملاقات باب آشنایی را باز کرد و بعد از 4 ماه به خواستگاری آمدند و بر خلاف مخالفت های خانواده، شبانه روز دعا می کردم که با علی آقا ازدواج کنم. علی می گفت: شاید من فقط یک روز کنار شما باشم و شاید یک عمر، شهادت آرزوی من است و هر جا که اسلام نیاز داشته باشد، مطمئنا خواهم رفت ولی تا وقتی زنده ام تلاش خواهم کرد که خوشبختتان کنم.

دعای شهادت برای همسر، سر سفره عقد

ائل: از لحظه عقد و ارزوی شهادت برایمان بگویید

قرار بود شهید آیت الله مدنی خطبه عقد ما را جاری کند. قبل از شروع مراسم، علی آقا رو به من کرد و گفت: شنیده ام که عروس هر چه  در مراسم عقد از خدا بخواهد خدا اجابت می کند.نگاهش کردم و گفتم چه آرزویی داری؟ درحالی که چشمان مهربانش را به زمین دوخته بود گفت:اگر علاقه ای به من داری دعا کنید و از خدا برای من شهادت بخواهید. از این کلام او تنم لرزید.چنین جمله ای برای یک عروس در چنین مراسمی بی نهایت سخت بود.

سعی کردم طفره بروم اما علی مرا قسم داد و به ناچار قبول کردم.هنگام جاری شدن خطبه عقد از خداوند بزرگ هم برای خودم و هم برای علی طلب شهادت کردم و بلافاصله با چشمانی پر از اشک نگاهم را به علی دوختم؛ آثار خوشحالی در چهره‌اش آشکار بود. مراسم ازدواج ما در حضور شهید آیت‌الله مدنی و تعدادی از برادران پاسدار برگزار شد. نمی‌دانم این چه رازی است که همه پاسداران این مراسم و داماد و آیت‌الله مدنی همه به فیض شهادت نائل شدند.



Image title

ائل: زندگی بعد را شهید تجلایی چگونه بود؟

زندگی بعد از علی آقا خیلی سخت بود، مردی که معصومیت در چشمانش موج می زد، سختی نبودن و نداشتن علی آقا یک طرف بود و سختی های زندگی یک طرف، من مشکلاتی را متحمل شدم که شاید اگر این مشکلات در زندگی یک مرد بود، کمر او خم می شد ولی من ایستادم، حتی علی آقا در وصیت نامه شان نوشته بودند که می دانم با چه سختی هایی زندگی خواهی کرد و یتیمانه بچه ها را بزرگ خواهی کرد  ولی من آگاهانه این را را انتخاب کردم من تمام مشکلات را با رگ و پوستم احساس کردم.


Image title

ائل: اگر زمان به عقب باز گردد باز هم شهید تجلایی را برای ازدواج انتخاب می کردید؟

هیچ گاه از انتخاب شهید تجلایی پشیمان نشدم

مادرم همیشه غصه می خوردند که بعد از علی تنها می مانی، وقتی با علی آقا ازدواج کردم همه می گفتند که شور جوانی است،  اما  اکنون  بعد از گذشت 33 سال راحت می گویم هیچوقت از اینکه علی آقا را انتخاب کردم پشیمان نیستم، حتی اگر مثل اصحاب کهف بخوابم و صد ها سال دیگر بیدار شوم و بدانم علی باز هم شهید می شود، باز هم او را انتخاب می کردم و باز هم عاشقش می شدم و این پذیرش حضور علی آقا به حدی است که هنوز بعد از 33 سال وقتی از علی آقا حرف می زنم بغض راه گلویم را می بندد.

ائل: بنظرتان همسران شهدای مدافع حرم چقدر شبیه به همسران دفاع مقدس هستند؟

همسران شهدا، سهم بزرگی از این شهادت را دارند

اگر رزمندگان با خیال راحت به جنگ با دشمنان می رفتند تابه آرمان هایشان برسند به این دلیل بود که خیالشان از بابت خانه و خانواده شان راحت بود و می دانستند شیر زن هایی دارند که مواظب خانه و فرزندانشان هستند.اگر مردان در جبهه توانستند به پیروزی برسند به دلیل پشتیبانی این بانوان بود؛ زن ها نقش بزرگ و عظیمی در این راستا داشتند. همسران شهدا، سهم بزرگی از این شهادت را دارند ، کسی که به راه همسرش اعتقاد نداشته باشد، نمی تواند که چنین صبری داشته باشد چرا که هر زمان اسلام نیاز به سرباز داشت بزرگ مردانی  مثل شهیدان در عرصه حضور پیدا کردندو فقط یک زن با اعتقادات بسیار قوی می تواند همسفر مردی شود که پشتیبان ولایت فقیه بود و در بر علیه ظلم جنگیده است.

ائل: بنظرتان جوانان امروزی چقدر شبیه شهیدان دیروزی بودند؟

این زمان هم تجلایی ها دارد

هر زمانی، جوانان دوره خود را دارد، وقتی علی شهید شد من 25 سالم بود جوانی نباید بهانه ای باشد  که هر کس هر کاری دلش می خواهد انجام دهد، علی وقت آزاد سازی سوسنگرد 21 سال داشت، اکنون هم  هستند جوان هایی که با ایمان در راه اسلام قدم برمی دارند، این زمان هم تجلایی ها دارد.

Image title



ائل: توصیه شما به همسران شهدای مدافع حرم چیست؟

برای همه همسران مدافع حرم صبر می طلبم


برای همه همسران شهدا آرزوی صبر عظیم می کنم، چون صبر در فراق این اشخاص سخت است و هنوز من بعد از 33 سال  وقتی به علی فکر میکنم، بغض دارم.

من معتقدم برای عاقبت بخیری باید در  پشت ولایت فقیه حرکت کرد بدون وابستگی به جناح ها؛ من تا کنون اینگونه زندگی کردم و2 فرزندم، مریم و حنانه را هم اینگونه بزرگ کرده ام و علی هم اینطور بود صرفا گوش دادن  به  حرف ولایت فقیه آدمی را عاقب بخیر می کند وبه  راه راست را هدایت می کند.