تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

رفراندومِ استقلال یا وابستگیِ مدرن؛

طرف حساب ما قوم کُرد نیست بلکه توطئه‌ای برای بحران‌آفرینی‌ است / دولت مستقلی بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و ذخیره استراتژیک برای تل آویو

بی شک قرار گرفتن یک دولت مستقل و خودمختار در بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه یک ذخیره ی باارزش و استراتژیک برای تل آویو به حساب می آید و نتانیاهو هرگز حاضر نخواهد بود از این فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را نبرد.

طرف حساب ما قوم کُرد نیست بلکه توطئه‌ای برای بحران‌آفرینی‌ است / دولت مستقلی بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و ذخیره  استراتژیک برای تل آویو

ائل / حمید وظیفه

در مدت ۱۵ سال گذشته یعنی درست از زمان سقوط رژیم بعث عراق به رهبریت صدام حسین ، کشور عراق همیشه تحت تأثیر اقدامات تروریستی گوناگونی قرار گرفته است و خسارات بسیار زیادی را متحمل شده است. بسیاری از این وقایع و جریاناتی که در عراق اتفاق میفتد، نقشه و عملیات های طراحی شده توسط قدرتهای غربی و دست نشانده های منطقه ای آنان می باشد که قصد این را دارند اجازه ندهند که دولت و ملت عراق سیر تکاملی و پیشرفت طبیعی خود را بعد از سقوط رژیم صدام در پیش بگیرند و همیشه تحت تاثیر حواشی و فتنه های غربی-عربی قرار گرفته اند.

آنچه در اقلیم کردستان تحت عنوان «همه‌پرسی استقلال» در جریان است در واقع ادامه همان بحران‌آفرینی‌ها است.

نکته ای که حائز اهمیت است اینست که همانگونه که ما در بحث شکل گیری و تولد طالبان و داعش با گروهی از مسلمانان طرف نبودیم بلکه با نقشه و توطئه ای از سوی دشمنان ملت‌های منطقه و مسلمانان مواجه بودیم و اکنون و در بحث همه پرسی کردستان نیز طرف حساب ما قوم کُرد نیست بلکه با «توطئه‌ای» از سوی دشمنان شناخته شده مواجه هستیم و همانگونه که در صحنه قبلی "عناوین" ما را از واقعیت دور نکرد در اینجا نیز عنوان "قوم کُرد" ما را فریب نمی‌دهد.

کشور عراق در طول این مدت تقریبی چهل ماهه(۱۳۹۳تا۱۳۹۶) در مقابل آماجی از حملات و فشارهای بیرونی و داخلی که عنوان "داعش" تنها ظاهر قضیه بود و بسیاری از قدرتهای سلطه گر غربی با همکاری و پشتیبانی برخی دول عربی منطقه در این جنایات و خسارات بعمل آمده شریک بودند، خسارات بسیاری را متحمل شده اسن و نیازمند یک همدلی و همکاری داخلی بین تمام اجزای کشور می باشد تا این خسارات را جبران و کشور را به حداقل شرایط قبل از ظهور و فتنه ی داعش برگرداند؛ چرا که خسارات جنگ 40 ماهه اخیر در بیشتر استان‌های عراق بخصوص استان‌های سنی‌نشین نینوا، الانبار، کرکوک، دیالی و صلاح‌الدین و بخش‌های زیادی از استان بابل آنقدر زیاد و تأسف‌بار است که برگرداندن شرایط زندگی میلیون‌ها انسان به پیش از آغاز بحران بدون همراهی‌بخش‌های مختلف عراق امکان‌پذیر نمی‌باشد.

در شرایط بحرانی فعلی عقل سلیم و منطق سیاسی این را حکم می کند که اختلافات داخلی، قومی، مذهبی و فرقه ای را کنار گذاشته و به فکر استحکام بخشیدن به نقاط ضعف موجود و برطرف کردن قسمتی از مشکلات بود. بنابراین مطرح کردن بحث استقلال قوم کرد در این شرایط که به طور قطع و یقین خود این موضوع به وجود آورنده جنگ های داخلی و موجب شدت گرفتن بحران کنونی عراق می شود، نمیتواند موضعی قابل چشم پوشی و اغماض تلقی شود.

متاسفانه آنچه که توسط"مسعود بارزانی" کنترل و هدایت می شود چیزی جز جنگ و خشونت برای کشور عراق و بالاخص برای قوم کرد، نخواهد داشت.

اگر بحث جدایی طلبی اقوام به یک بدعت جدید در منطقه تبدیل شود، شاهد ایجاد درگیری و حاشیه و ناامنی در چهارکشور منطقه خواهیم بود و که می توان گفت دامنه این درگیری ها به مراتب طولانی تر از فتنه تروریستی تکفیری داعش خواهد بود.

همه‌پرسی اقلیم نمی‌تواند با باخت «عراق امروز» و یا با باخت هم‌پیمانان عراقی پایان یابد چرا که عراقی که توانسته است بر داعشی که نزدیک بود در یک نصف روز بر کل کردستان عراق مسلط شود، پیروز گردد، به راحتی می‌تواند بر مدافعان جدایی از عراق پیروز شود. هم‌پیمانان منطقه‌ای عراق نیز که نمی‌توانند به دلیل مخاطرات فراوان جداسازی اقلیم ساکت بمانند، می‌دانند که چگونه این توطئه را از سر راه بردارند بنابراین باید گفت بارزانی هم در محاسبه میزان قدرت عراق و هم درباره اندازه واکنش هم‌پیمانان منطقه‌ای عراق دچار خطا در محاسبه شده و اگر بازنگردد، مردم خویش را دچار بحران اساسی کرده است. از سوی دیگر از آنجا که پیامد اقدام بارزانی به همه‌پرسی یا استقلال از دولت مرکزی با هزینه بسیار زیاد توأم خواهد شد و این دو عمل آن را به شکست خواهد کشانید، این موضوع می‌تواند آینده حزب‌ دمکرات و احزاب هم‌پیمان آن را از بین ببرد همین الان این حزب از محبوبیت زیادی برخوردار نیست و به همین دلیل مسعود بارزانی طی 20 ماه گذشته اجازه فعالیت به پارلمانی که او در آن اکثریت قبلی را از دست داده است، نمی‌دهد.

یکی از مهمترین جنبه های برپایی همه پرسی در اقلیم کردستان عراق، حمایت تمام عیار رژیم جعلی صهیونیستی از این اقدام و دولت مستقل کردستان است.به نظر می رسد که با توجه به سابقه تاریخی رژیم صهیونیستی در اقدامات تروریستی و قتل و کشتار مسلمانان، گرفتن رنگ و بوی اسرائیلی برای دولت مستقل کردستان چندان مفید واقع نشود چرا که این فرزند نامشروع که محصول مشترک روباه پیر و شیطان بزرگ به حساب می آید، هرگز نمی تواند بعنوان دوست و برادر مسلمانان ایفای نقش بکند پس حتما در پشت پرده این حمایت ها و پشتیبانی ها مقاصد کاملا اسرائیلی و ضد کشورهای محور مقاومت وجود دارد.

بطور کلی غربی ها و جبهه ی استکبار در تلاش هستند تا با چینش نفراتی که می توانند در مواقع حساس و بحرانی در منطقه بعنوان بازیچه و مهره ی اصلی آنها ایفای نقش بکنند، نفوذ خود را در این منطقه افزایش بدهند که با این اوصاف به نظر می رسد مسعود بارزانی و اطرافیانش در این مقطع صاحب این نقش هستند و مورد حمایت رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند.

بی شک قرار گرفتن یک دولت مستقل و خودمختار در بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه یک ذخیره ی باارزش و استراتژیک برای تل آویو به حساب می آید و نتانیاهو هرگز حاضر نخواهد بود از این فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را نبرد.

مواضع بنیامین نتانیاهو میزان تکیه‌ این رژیم به روند جداسازی اقلیم کردستان از دولت مرکزی عراق را نشان می دهد و اسرائیل به این ترتیب می‌تواند آرزوی تاریخی و استراتژیک خود را محقق کند، حتی اگر نتواند به پایان مورد نظر خود از این آرزو دست پیدا کند. چرا که رژیم صهیونیستی هیچ هزینه مادی و انسانی در این زمینه انجام نداده و می تواند منطقه را مشغول کرده و چالش ها و بحران های سیاسی برای آن رقم بزند.

با وجود این شرایط بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران اسرائیلی خواستار این شده اند که رژیم صهیونیستی جزو اولین دولی باشد که موجودیت دولت کردستان را به رسمیت بشناسد.

مسئله ی مهم دیگری که قابل تأمل است عبارت است از اینکه تشکیل دولت مستقل کرد در شمال عراق میتواند مقدمه ای باشد برای تجزیه ی ترکیه؛ چرا که اکنون بیش از ۲۰ میلیون کرد در ترکیه زندگی می کنند و این احتمال وجود دارد که رهبران کرد درصورت ادامه داشتن حمایت های غرب و بالاخص تل آویو، به فکر تجزیه ی ترکیه هم بیفتند و در آنصورت بایدشاهد و ناظر ظهور دولتی به مراتب بزرگتر و قوی تر از دولت مستقل کنونی باشیم.


با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/3pQtKo

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    سه شنبه

    ۲۱ آذر ۱۳۹۶
  • ۲°
  • مه
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : بین الملل , تاریخ اصلاح گردد شناسه خبر : ۵۹۶۷۸

رفراندومِ استقلال یا وابستگیِ مدرن؛

طرف حساب ما قوم کُرد نیست بلکه توطئه‌ای برای بحران‌آفرینی‌ است / دولت مستقلی بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه و ذخیره استراتژیک برای تل آویو

بی شک قرار گرفتن یک دولت مستقل و خودمختار در بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه یک ذخیره ی باارزش و استراتژیک برای تل آویو به حساب می آید و نتانیاهو هرگز حاضر نخواهد بود از این فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را نبرد.

ائل / حمید وظیفه

در مدت ۱۵ سال گذشته یعنی درست از زمان سقوط رژیم بعث عراق به رهبریت صدام حسین ، کشور عراق همیشه تحت تأثیر اقدامات تروریستی گوناگونی قرار گرفته است و خسارات بسیار زیادی را متحمل شده است. بسیاری از این وقایع و جریاناتی که در عراق اتفاق میفتد، نقشه و عملیات های طراحی شده توسط قدرتهای غربی و دست نشانده های منطقه ای آنان می باشد که قصد این را دارند اجازه ندهند که دولت و ملت عراق سیر تکاملی و پیشرفت طبیعی خود را بعد از سقوط رژیم صدام در پیش بگیرند و همیشه تحت تاثیر حواشی و فتنه های غربی-عربی قرار گرفته اند.

آنچه در اقلیم کردستان تحت عنوان «همه‌پرسی استقلال» در جریان است در واقع ادامه همان بحران‌آفرینی‌ها است.

نکته ای که حائز اهمیت است اینست که همانگونه که ما در بحث شکل گیری و تولد طالبان و داعش با گروهی از مسلمانان طرف نبودیم بلکه با نقشه و توطئه ای از سوی دشمنان ملت‌های منطقه و مسلمانان مواجه بودیم و اکنون و در بحث همه پرسی کردستان نیز طرف حساب ما قوم کُرد نیست بلکه با «توطئه‌ای» از سوی دشمنان شناخته شده مواجه هستیم و همانگونه که در صحنه قبلی "عناوین" ما را از واقعیت دور نکرد در اینجا نیز عنوان "قوم کُرد" ما را فریب نمی‌دهد.

کشور عراق در طول این مدت تقریبی چهل ماهه(۱۳۹۳تا۱۳۹۶) در مقابل آماجی از حملات و فشارهای بیرونی و داخلی که عنوان "داعش" تنها ظاهر قضیه بود و بسیاری از قدرتهای سلطه گر غربی با همکاری و پشتیبانی برخی دول عربی منطقه در این جنایات و خسارات بعمل آمده شریک بودند، خسارات بسیاری را متحمل شده اسن و نیازمند یک همدلی و همکاری داخلی بین تمام اجزای کشور می باشد تا این خسارات را جبران و کشور را به حداقل شرایط قبل از ظهور و فتنه ی داعش برگرداند؛ چرا که خسارات جنگ 40 ماهه اخیر در بیشتر استان‌های عراق بخصوص استان‌های سنی‌نشین نینوا، الانبار، کرکوک، دیالی و صلاح‌الدین و بخش‌های زیادی از استان بابل آنقدر زیاد و تأسف‌بار است که برگرداندن شرایط زندگی میلیون‌ها انسان به پیش از آغاز بحران بدون همراهی‌بخش‌های مختلف عراق امکان‌پذیر نمی‌باشد.

در شرایط بحرانی فعلی عقل سلیم و منطق سیاسی این را حکم می کند که اختلافات داخلی، قومی، مذهبی و فرقه ای را کنار گذاشته و به فکر استحکام بخشیدن به نقاط ضعف موجود و برطرف کردن قسمتی از مشکلات بود. بنابراین مطرح کردن بحث استقلال قوم کرد در این شرایط که به طور قطع و یقین خود این موضوع به وجود آورنده جنگ های داخلی و موجب شدت گرفتن بحران کنونی عراق می شود، نمیتواند موضعی قابل چشم پوشی و اغماض تلقی شود.

متاسفانه آنچه که توسط"مسعود بارزانی" کنترل و هدایت می شود چیزی جز جنگ و خشونت برای کشور عراق و بالاخص برای قوم کرد، نخواهد داشت.

اگر بحث جدایی طلبی اقوام به یک بدعت جدید در منطقه تبدیل شود، شاهد ایجاد درگیری و حاشیه و ناامنی در چهارکشور منطقه خواهیم بود و که می توان گفت دامنه این درگیری ها به مراتب طولانی تر از فتنه تروریستی تکفیری داعش خواهد بود.

همه‌پرسی اقلیم نمی‌تواند با باخت «عراق امروز» و یا با باخت هم‌پیمانان عراقی پایان یابد چرا که عراقی که توانسته است بر داعشی که نزدیک بود در یک نصف روز بر کل کردستان عراق مسلط شود، پیروز گردد، به راحتی می‌تواند بر مدافعان جدایی از عراق پیروز شود. هم‌پیمانان منطقه‌ای عراق نیز که نمی‌توانند به دلیل مخاطرات فراوان جداسازی اقلیم ساکت بمانند، می‌دانند که چگونه این توطئه را از سر راه بردارند بنابراین باید گفت بارزانی هم در محاسبه میزان قدرت عراق و هم درباره اندازه واکنش هم‌پیمانان منطقه‌ای عراق دچار خطا در محاسبه شده و اگر بازنگردد، مردم خویش را دچار بحران اساسی کرده است. از سوی دیگر از آنجا که پیامد اقدام بارزانی به همه‌پرسی یا استقلال از دولت مرکزی با هزینه بسیار زیاد توأم خواهد شد و این دو عمل آن را به شکست خواهد کشانید، این موضوع می‌تواند آینده حزب‌ دمکرات و احزاب هم‌پیمان آن را از بین ببرد همین الان این حزب از محبوبیت زیادی برخوردار نیست و به همین دلیل مسعود بارزانی طی 20 ماه گذشته اجازه فعالیت به پارلمانی که او در آن اکثریت قبلی را از دست داده است، نمی‌دهد.

یکی از مهمترین جنبه های برپایی همه پرسی در اقلیم کردستان عراق، حمایت تمام عیار رژیم جعلی صهیونیستی از این اقدام و دولت مستقل کردستان است.به نظر می رسد که با توجه به سابقه تاریخی رژیم صهیونیستی در اقدامات تروریستی و قتل و کشتار مسلمانان، گرفتن رنگ و بوی اسرائیلی برای دولت مستقل کردستان چندان مفید واقع نشود چرا که این فرزند نامشروع که محصول مشترک روباه پیر و شیطان بزرگ به حساب می آید، هرگز نمی تواند بعنوان دوست و برادر مسلمانان ایفای نقش بکند پس حتما در پشت پرده این حمایت ها و پشتیبانی ها مقاصد کاملا اسرائیلی و ضد کشورهای محور مقاومت وجود دارد.

بطور کلی غربی ها و جبهه ی استکبار در تلاش هستند تا با چینش نفراتی که می توانند در مواقع حساس و بحرانی در منطقه بعنوان بازیچه و مهره ی اصلی آنها ایفای نقش بکنند، نفوذ خود را در این منطقه افزایش بدهند که با این اوصاف به نظر می رسد مسعود بارزانی و اطرافیانش در این مقطع صاحب این نقش هستند و مورد حمایت رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند.

بی شک قرار گرفتن یک دولت مستقل و خودمختار در بین ایران، عراق، ترکیه و سوریه یک ذخیره ی باارزش و استراتژیک برای تل آویو به حساب می آید و نتانیاهو هرگز حاضر نخواهد بود از این فرصت بوجود آمده نهایت استفاده را نبرد.

مواضع بنیامین نتانیاهو میزان تکیه‌ این رژیم به روند جداسازی اقلیم کردستان از دولت مرکزی عراق را نشان می دهد و اسرائیل به این ترتیب می‌تواند آرزوی تاریخی و استراتژیک خود را محقق کند، حتی اگر نتواند به پایان مورد نظر خود از این آرزو دست پیدا کند. چرا که رژیم صهیونیستی هیچ هزینه مادی و انسانی در این زمینه انجام نداده و می تواند منطقه را مشغول کرده و چالش ها و بحران های سیاسی برای آن رقم بزند.

با وجود این شرایط بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران اسرائیلی خواستار این شده اند که رژیم صهیونیستی جزو اولین دولی باشد که موجودیت دولت کردستان را به رسمیت بشناسد.

مسئله ی مهم دیگری که قابل تأمل است عبارت است از اینکه تشکیل دولت مستقل کرد در شمال عراق میتواند مقدمه ای باشد برای تجزیه ی ترکیه؛ چرا که اکنون بیش از ۲۰ میلیون کرد در ترکیه زندگی می کنند و این احتمال وجود دارد که رهبران کرد درصورت ادامه داشتن حمایت های غرب و بالاخص تل آویو، به فکر تجزیه ی ترکیه هم بیفتند و در آنصورت بایدشاهد و ناظر ظهور دولتی به مراتب بزرگتر و قوی تر از دولت مستقل کنونی باشیم.