تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

اندر احوالات بیگانگان از مردم؛

قالیباف تابوی خودانتقادی را شکست/ عبور از کدام سران و چگونه؟!

قالیباف هزینه این تابوشکنی را خواهد داد ولی باز پرسش اصلی پابرجاست، چگونه از سران محافظه کار و سربارِ انقلاب باید عبور کرد، نکته اول اینکه تمامی سران محافظه کار نیستند و هستند کسانی انقلابی باشند و پیر رو فرتوت وار فکر نکنند.

 قالیباف تابوی خودانتقادی را شکست/ عبور از کدام سران و چگونه؟!

 ائل / سجاد حسین زاده

ضریبی که صدا وسیما به قالیباف داد در نوع خود کم نظیر بود، کمتر که نه، اصلا سراغ نداریم که نامزد بازنده یا کنار کشیده انتخابات ریاست جمهوری در فاصله سه ماه از انتخابات در برنامه زنده تلویزیونی حاضر شود و از خود و گفتمان جدید خود بگوید، این فرصتی بود که جهان آرا و یامین پور برای او ساختند و این بیشتر بدلیل نامه اخیر قالیباف در خصوص عبور از اصولگرایی و رسیدن به نواصولگرایی بود.

علیرغم نکات خاص و مبهم در سیاست ورزی قالیباف او دیشب هم خوب حرف می زد و هم حرفِ خوب می زد، قالیبافی که در دور دوم 84 در حمایت از هاشمی در برابر احمدی نژاد بیانیه داد و هشت سال به مانند هاشمی منتقدِ صرفِ دولت بود و در سال 88 هم با توصیه ای وارد عرصه انتخابات نشد حال از نواصولگرایی سخن می گوید، این ها نکات مبهم قالیبافند گرچه او مدیری در قد و قواره یک مدیر جهادی است اما در سیاست ورزی روش خود را دارد همان هایی که او نثار سران اصولگرایی می کند در خود او نیز دیده می شود، او در جهان آرا جناحی با عنوان اصولگرایی را در یک کلام شست و کناری نهاد، بیشتر طرف حسابش هم سران بودند، سرانی که او را سه باره وارد عرصه کرده بودن و در لحظه آخر علی رغم میل باطنی و حاسبات انتخاباتی او را به ورطه انصراف کشانده بودند، سرانی که به از سال 84 شکست را برای اصولگرایی به ارمغان آورده اند و هر بار ضعیف تر از قبل ظاهر می شوند و بدنه جوانان انقلابی را که لاجرم با این سران همنشینند، سرخورده تر می کنند.

قالیباف از نیاز مردم گفت و از انقلابی گری در مصداق حرف زد. در این که جناح اصولگرایی تبدیل به اردوگاه محافظه کاران پیر و فرتوت شده است شکی نیست، اما نحوه عبور از این سران خود محل سوال است، مردم به معنای عام خیلی پیشتر از این افراد عبور کرده اند، از سال 84 که گزینه اینان لاریجانی بود تا همین آخر اینان هیچ ارتباطی با بدنه خود نیز نداشته و ندارند و بیشتر ترجیح می دهند در صحنه سیاست بمانند و از بابت شعار اصول دادن نان بخورند تا اینکه فدایی و زمینه ساز برای گفتمان انقلابی باشند.

حرف اینجاست چگونه باید از این سران عبور کرد، قالیباف این را نگفت و در اصل خود هم جوابی درخور برای این سوال نداشت او فقط گفت در سیاست می ماند و سیاست می داند، پس در آینده نه چندان دور باید منتظر حرکتی سیاسی از او باشیم، شاید هم حمله های طیف های خاص از بدنه انقلابی اعم از اندک طرفداران باقی مانده احمدی نژاد در نخبگان و طیف علاقه مند به افرادی چون جلیلی و صد البته از سوی سران و بدنه خاص آنان، او را از ادامه حیات سیاسی منصرف کند، البته قالبباف طرفدارانی سینه چاک به مانند حسین قدیانی در عرصه روزنامه نگاری دارد که از او حمایت خواهند کرد، در هر صورت سرنوشت ایده قالیباف و ایده نواصولگرایی او نیاز به زمان دارد تا خود را نشان دهد.
اینکه قالیباف تابو را شکست و در آنتن زنده تلویزیون آغازگر عصر خودانتقادی انقلابی ها شد، این خود درخور تقدیر است، باشد که بی ترس ومهابا این روند خود انتقادی ادامه یابد و به

یک فرهنگ در میان انقلابی ها بدل شود تا شاید مردم نیز باور کنند که ما نیز از وضع موجود راضی نیستیم و این نبود انقلابی که امام در ذهن داشت و رهبری برای تحقق آرمانهایش گاه تنها در میدان می ماند و می تازد.

براساس آنچه قبل تر گفته شد قالیباف هزینه این تابوشکنی را خواهد داد ولی باز پرسش اصلی پابرجاست، چگونه از سران محافظه کار و سربارِ انقلاب باید عبور کرد، نکته اول اینکه تمامی سران محافظه کار نیستند و هستند کسانی انقلابی باشند و پیر رو فرتوت وار فکر نکنند، پس باید گفت باید سران و بدنه فعال پالایش شوند و البته برخی نفوذی ها اعتدالی خداحافظی کنند، دیگر نکته اینکه باید در هر شهر و استان جلسات خود انتقادی با پیگیری جوانان انقلابی برگزار و نتایج آن منتج به روش تولید گفتمان نو و تشکیلات انقلابی جدید شود تا شاید بتوان در چهار سال آتی بدنه انقلابی را از سرخوردگی اجتماعی نجات داد و وارد میدان عمل شد، نکته آخر اینکه ورود در عرضه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با روش مطالبه گری و اقدام انقلابی، اولویتی صدچندان دارد به ورود به عرصه سیاست و لیست و لیست بازی، مردم باید انقلابی ها را باور کنند، مردم باید بدانند ما علیه وضع موجود هستیم و خواهان اصلاح عملکرد دولت و نهادهای قانونی، انقلابی و عمومی هستیم، هر زمان گرهی از گره های مردم باز شد آن زمان است که مردم ناخودآگاه گفتمان انقلابی را باور می کنند و جذب اغواگران و دوقطبی های کاذب نمی شوند، باید تاکید داشت که گرچه مطالبه از دولت اولویت دم دستی بودن دارد اما مطالبه از نهادهای دیگر در راستای مشکلات مردم و آرمانهای انقلابی نباید به بهانه های واهی مسکوت بماند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/hBg5ok

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    سه شنبه

    ۲ آبان ۱۳۹۶
  • ۱۸°
  • صاف
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : سیاسی , شناسه خبر : ۵۷۷۵۹

اندر احوالات بیگانگان از مردم؛

قالیباف تابوی خودانتقادی را شکست/ عبور از کدام سران و چگونه؟!

قالیباف هزینه این تابوشکنی را خواهد داد ولی باز پرسش اصلی پابرجاست، چگونه از سران محافظه کار و سربارِ انقلاب باید عبور کرد، نکته اول اینکه تمامی سران محافظه کار نیستند و هستند کسانی انقلابی باشند و پیر رو فرتوت وار فکر نکنند.

 ائل / سجاد حسین زاده

ضریبی که صدا وسیما به قالیباف داد در نوع خود کم نظیر بود، کمتر که نه، اصلا سراغ نداریم که نامزد بازنده یا کنار کشیده انتخابات ریاست جمهوری در فاصله سه ماه از انتخابات در برنامه زنده تلویزیونی حاضر شود و از خود و گفتمان جدید خود بگوید، این فرصتی بود که جهان آرا و یامین پور برای او ساختند و این بیشتر بدلیل نامه اخیر قالیباف در خصوص عبور از اصولگرایی و رسیدن به نواصولگرایی بود.

علیرغم نکات خاص و مبهم در سیاست ورزی قالیباف او دیشب هم خوب حرف می زد و هم حرفِ خوب می زد، قالیبافی که در دور دوم 84 در حمایت از هاشمی در برابر احمدی نژاد بیانیه داد و هشت سال به مانند هاشمی منتقدِ صرفِ دولت بود و در سال 88 هم با توصیه ای وارد عرصه انتخابات نشد حال از نواصولگرایی سخن می گوید، این ها نکات مبهم قالیبافند گرچه او مدیری در قد و قواره یک مدیر جهادی است اما در سیاست ورزی روش خود را دارد همان هایی که او نثار سران اصولگرایی می کند در خود او نیز دیده می شود، او در جهان آرا جناحی با عنوان اصولگرایی را در یک کلام شست و کناری نهاد، بیشتر طرف حسابش هم سران بودند، سرانی که او را سه باره وارد عرصه کرده بودن و در لحظه آخر علی رغم میل باطنی و حاسبات انتخاباتی او را به ورطه انصراف کشانده بودند، سرانی که به از سال 84 شکست را برای اصولگرایی به ارمغان آورده اند و هر بار ضعیف تر از قبل ظاهر می شوند و بدنه جوانان انقلابی را که لاجرم با این سران همنشینند، سرخورده تر می کنند.

قالیباف از نیاز مردم گفت و از انقلابی گری در مصداق حرف زد. در این که جناح اصولگرایی تبدیل به اردوگاه محافظه کاران پیر و فرتوت شده است شکی نیست، اما نحوه عبور از این سران خود محل سوال است، مردم به معنای عام خیلی پیشتر از این افراد عبور کرده اند، از سال 84 که گزینه اینان لاریجانی بود تا همین آخر اینان هیچ ارتباطی با بدنه خود نیز نداشته و ندارند و بیشتر ترجیح می دهند در صحنه سیاست بمانند و از بابت شعار اصول دادن نان بخورند تا اینکه فدایی و زمینه ساز برای گفتمان انقلابی باشند.

حرف اینجاست چگونه باید از این سران عبور کرد، قالیباف این را نگفت و در اصل خود هم جوابی درخور برای این سوال نداشت او فقط گفت در سیاست می ماند و سیاست می داند، پس در آینده نه چندان دور باید منتظر حرکتی سیاسی از او باشیم، شاید هم حمله های طیف های خاص از بدنه انقلابی اعم از اندک طرفداران باقی مانده احمدی نژاد در نخبگان و طیف علاقه مند به افرادی چون جلیلی و صد البته از سوی سران و بدنه خاص آنان، او را از ادامه حیات سیاسی منصرف کند، البته قالبباف طرفدارانی سینه چاک به مانند حسین قدیانی در عرصه روزنامه نگاری دارد که از او حمایت خواهند کرد، در هر صورت سرنوشت ایده قالیباف و ایده نواصولگرایی او نیاز به زمان دارد تا خود را نشان دهد.
اینکه قالیباف تابو را شکست و در آنتن زنده تلویزیون آغازگر عصر خودانتقادی انقلابی ها شد، این خود درخور تقدیر است، باشد که بی ترس ومهابا این روند خود انتقادی ادامه یابد و به

یک فرهنگ در میان انقلابی ها بدل شود تا شاید مردم نیز باور کنند که ما نیز از وضع موجود راضی نیستیم و این نبود انقلابی که امام در ذهن داشت و رهبری برای تحقق آرمانهایش گاه تنها در میدان می ماند و می تازد.

براساس آنچه قبل تر گفته شد قالیباف هزینه این تابوشکنی را خواهد داد ولی باز پرسش اصلی پابرجاست، چگونه از سران محافظه کار و سربارِ انقلاب باید عبور کرد، نکته اول اینکه تمامی سران محافظه کار نیستند و هستند کسانی انقلابی باشند و پیر رو فرتوت وار فکر نکنند، پس باید گفت باید سران و بدنه فعال پالایش شوند و البته برخی نفوذی ها اعتدالی خداحافظی کنند، دیگر نکته اینکه باید در هر شهر و استان جلسات خود انتقادی با پیگیری جوانان انقلابی برگزار و نتایج آن منتج به روش تولید گفتمان نو و تشکیلات انقلابی جدید شود تا شاید بتوان در چهار سال آتی بدنه انقلابی را از سرخوردگی اجتماعی نجات داد و وارد میدان عمل شد، نکته آخر اینکه ورود در عرضه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با روش مطالبه گری و اقدام انقلابی، اولویتی صدچندان دارد به ورود به عرصه سیاست و لیست و لیست بازی، مردم باید انقلابی ها را باور کنند، مردم باید بدانند ما علیه وضع موجود هستیم و خواهان اصلاح عملکرد دولت و نهادهای قانونی، انقلابی و عمومی هستیم، هر زمان گرهی از گره های مردم باز شد آن زمان است که مردم ناخودآگاه گفتمان انقلابی را باور می کنند و جذب اغواگران و دوقطبی های کاذب نمی شوند، باید تاکید داشت که گرچه مطالبه از دولت اولویت دم دستی بودن دارد اما مطالبه از نهادهای دیگر در راستای مشکلات مردم و آرمانهای انقلابی نباید به بهانه های واهی مسکوت بماند.