تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

پیشکش به آستان سقای آب و ادب؛

لحظه های بندگی تو را خوب می شناسند، وقتی لقب عبد صالح به تو می دهند/ باز هوای حرمت آرزوست...

دلم برای روزهای کربلایی شدنم تنگ شده... خدا به حق دست های بریده ات، دستانم را از دامن اهل کساء کوتاه نکند.

لحظه های بندگی تو را خوب می شناسند، وقتی لقب عبد صالح به تو می دهند/ باز هوای حرمت آرزوست...

 ائل/ میناسادات حسینی؛

امروز، روز شوق حسین (ع) است وقتی علمدارش را در آغوش می گیرد...

امروز، روز تولد حیدری دیگر است...

امروز، روز حضرت ادب است، حضرت احساس، حضرت رشادت، حضرت سقا، حضرت عباس (ع)...

چه سخت است قلم راندن در حوالی مُلک نام بلندت.

کلمه ها را امروز به فریادشان برس، می خواهند غزل شوند به بهانه میلاد تو، می خواهند دخیل عشق تو شوند آقا، تا تو باب الحوائج دلواپسی شان شوی.

برای سرودنت عاجزم، برای درک مقامت عاجزتر، محبتی کن و کوتاهی کلمه هایم را تا بلندای شانه های ادبت کربلایی کن.

با اسپند سلام و صلوات در برابر مقام رشید تو ایستاده ام، غربت ثانیه هایم پناهیده ام کرده به آستان مُلک پاسبان تو.

امیدوارتر از همیشه دست به دامنت می شوم و برای چلچراغ آرامشِ نامت "وان یکاد" می خوانم.

همراه حسینی، اگر او خورشید است، تو ماه تابی...

فرات تو را خوب می شناسد، وقتی از خود می گذری و تشنگی ات فدای تشنگی آل الله می کنی، فرات تو را خوب می شناسد، وقتی به التماس می خواهد تا تو جاری شود اما تو...

مشک تو را خوب می شناسد، وقتی همه جانت را در آن می ریزی تا زندگی را دوباره به خیمه ها برگردانی.

کودکانه های دشت بلا تو را خوب می شناسند وقتی دلشان قرص می شود که هستی به روشنی آب در برابر دیدگان معصومشان...

لحظه های بندگی تو را خوب می شناسند، وقتی لقب "عبد صالح" به تو می دهند.

فضیلت وجود تو را آسمان آسمان باران نمی تواند به نمایش درآورد.

چگونه می توان دریا را در یک پیمانه گنجاند، من برای نوشتن کم آورده ام!

می سوزم از همه بی معرفتی ها و بدعهدی های روزگار، می سوزم از دوری راه و از بغض های خشکیده در گلوی ثانیه هایم...

دلم برای روزهای کربلایی شدنم تنگ شده... خدا به حق دست های بریده ات، دستانم را از دامن "اهل کساء" کوتاه نکند.

دخیل ضریح چشم های توام، نگاهم کن تا به ارتفاع همه عشق های تا خدا نزدیک بالا بروم؛ شاید دوباره بین الحرمین را نفس بکشم و باز حیران گنبد ارباب و تو باشم...

باز هوای حرمت آرزوست... السلام علیک یا ابالفضل العباس (ع)


با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/R1pBlc

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    شنبه

    ۶ خرداد ۱۳۹۶
  • ۳۰°
  • ابرهای پراکنده
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , شناسه خبر : ۵۵۴۰۱

پیشکش به آستان سقای آب و ادب؛

لحظه های بندگی تو را خوب می شناسند، وقتی لقب عبد صالح به تو می دهند/ باز هوای حرمت آرزوست...

دلم برای روزهای کربلایی شدنم تنگ شده... خدا به حق دست های بریده ات، دستانم را از دامن اهل کساء کوتاه نکند.

 ائل/ میناسادات حسینی؛

امروز، روز شوق حسین (ع) است وقتی علمدارش را در آغوش می گیرد...

امروز، روز تولد حیدری دیگر است...

امروز، روز حضرت ادب است، حضرت احساس، حضرت رشادت، حضرت سقا، حضرت عباس (ع)...

چه سخت است قلم راندن در حوالی مُلک نام بلندت.

کلمه ها را امروز به فریادشان برس، می خواهند غزل شوند به بهانه میلاد تو، می خواهند دخیل عشق تو شوند آقا، تا تو باب الحوائج دلواپسی شان شوی.

برای سرودنت عاجزم، برای درک مقامت عاجزتر، محبتی کن و کوتاهی کلمه هایم را تا بلندای شانه های ادبت کربلایی کن.

با اسپند سلام و صلوات در برابر مقام رشید تو ایستاده ام، غربت ثانیه هایم پناهیده ام کرده به آستان مُلک پاسبان تو.

امیدوارتر از همیشه دست به دامنت می شوم و برای چلچراغ آرامشِ نامت "وان یکاد" می خوانم.

همراه حسینی، اگر او خورشید است، تو ماه تابی...

فرات تو را خوب می شناسد، وقتی از خود می گذری و تشنگی ات فدای تشنگی آل الله می کنی، فرات تو را خوب می شناسد، وقتی به التماس می خواهد تا تو جاری شود اما تو...

مشک تو را خوب می شناسد، وقتی همه جانت را در آن می ریزی تا زندگی را دوباره به خیمه ها برگردانی.

کودکانه های دشت بلا تو را خوب می شناسند وقتی دلشان قرص می شود که هستی به روشنی آب در برابر دیدگان معصومشان...

لحظه های بندگی تو را خوب می شناسند، وقتی لقب "عبد صالح" به تو می دهند.

فضیلت وجود تو را آسمان آسمان باران نمی تواند به نمایش درآورد.

چگونه می توان دریا را در یک پیمانه گنجاند، من برای نوشتن کم آورده ام!

می سوزم از همه بی معرفتی ها و بدعهدی های روزگار، می سوزم از دوری راه و از بغض های خشکیده در گلوی ثانیه هایم...

دلم برای روزهای کربلایی شدنم تنگ شده... خدا به حق دست های بریده ات، دستانم را از دامن "اهل کساء" کوتاه نکند.

دخیل ضریح چشم های توام، نگاهم کن تا به ارتفاع همه عشق های تا خدا نزدیک بالا بروم؛ شاید دوباره بین الحرمین را نفس بکشم و باز حیران گنبد ارباب و تو باشم...

باز هوای حرمت آرزوست... السلام علیک یا ابالفضل العباس (ع)