تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

پیشکش به آستان حضرت یار؛

در طلیعه شعبان تو را می خواهیم یا حضرت عشق/ آقای جمعه های بی قرار بیا و پای صحبت ندبه ها بنشین...

روز به روز عطر آمدنت نزدیک تر می شود، نرگس های نگران دامن دامن یاس و گل های محمدی را برای چشمانت نذر کرده اند.

در طلیعه شعبان تو را می خواهیم یا حضرت عشق/ آقای جمعه های بی قرار بیا و پای صحبت ندبه ها بنشین...

 ائل/ میناسادات حسینی؛

بنام خدای تو، خدای همه خوبی ها...

لحظه ها را چراغانی کرده اند و ثانیه ها را به روبان عشق آذین بسته اند.

چندی است آفتابگردان ها به روشنایی جاده آمدنت شب های دلتنگ را به یاری ماه و ستاره ها رفته اند.

روز به روز عطر آمدنت نزدیک تر می شود، نرگس های نگران دامن دامن یاس و گل های محمدی را برای چشمانت نذر کرده اند.

راستی این روزها زود زود بغضمان می شکند و چشم هایمان بارانی می شود، انگار که بخواهد همه گلدسته های شهر را همین باران چشم هایمان بشوید تا به الله اکبر جمال تو همه چیز آماده باشد.

این روزها گام های پریشان انتظار را فقط زمین می فهمد...

مهربانم! می دانم می بینی مرواریدهایی را که از باغ صدف چشمانم چیده ام و برایت حلقه عشق ساخته ام.

آمین گوی همه دعاهای خسته من، نگران همه دلواپسی های من، آقای مهربان لحظه های اشک و لبخند، مسافر شهر باران و آیینه، آبرودار همه تقویم های بی جمعه ظهور، روشنی دیده رسول، منتقم روی نیلی بتول، اقیانوس شعر و شور، صاحب همه کرامت های نزدیک و دور... برایت فانوسی از "وان یکاد" روشن کرده ام.

دستگیر همه "امن یجیب "های پریشان من! صلوات خوان فاصله های تا تو نزدیک خواهم شد. تسبیحی از ستاره ها را به دست خواهم گرفت و قیامت قامتت را در لحظه های مهتابی نیمه شب به قنوت های نگران نشان خواهم داد.

فرصت سجده ها را غنیمت خواهم شمرد و به شکرانه همه نگرانی هایم برایت دعای فرج خواهم خواند.

ای به رنگ همه صبح های عهد و به طعم لحظه های ربّنا خوان دم افطار! ای نگاهت تفسیر سوره های فتح و فجر و نصر، زلال اشک هایت تفسیر کوثر و تسنیم... میدانم می شنوی مرا...

رنگین کمان خواهد آورد، آن روزی که بر سر سفره ظهور تو، همه زمین خواهد نشست و با هر چه عشق شیرینی کلامت را مزمزه خواهد کرد.

یوسف گمگشته فیروزه ترین دوری دوران! قصیده فراق را طولانی تر از این مخواه و بیت آخر را به قافیه رسیدن آهنگین کن.

دست های آبی ات را به قلب گُر گرفته اهل زمین ببخش و به توسل پنجره ها پاسخ بده.

اطلسی ها، خیمه بهار را برایت فرش کرده اند، چاره بیچارگی قاصدک های سرگردان! با آمدنت همه شعرهایم به بار خواهد نشست و سیب خواهد شد.

آقای جمعه های بی قرار بیا و پای صحبت ندبه ها بنشین و به تمنای تر احساس ما نگاهی کن.

در تلاشیم تا تو را درک کنیم و دست در دست تو در خیمه انتظار دعای فرج را مبارک تلاوت کنیم.

اکنون که در طلیعه شعبان خداییم، تو را می خواهیم یا حضرت عشق، بیا و قرار دل های بی قرار باش، بیا که زمین در تب و تاب است آقا... بیا...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

https://goo.gl/TJN7of

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    شنبه

    ۶ خرداد ۱۳۹۶
  • ۳۰°
  • ابرهای پراکنده
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , شناسه خبر : ۵۵۳۱۸

پیشکش به آستان حضرت یار؛

در طلیعه شعبان تو را می خواهیم یا حضرت عشق/ آقای جمعه های بی قرار بیا و پای صحبت ندبه ها بنشین...

روز به روز عطر آمدنت نزدیک تر می شود، نرگس های نگران دامن دامن یاس و گل های محمدی را برای چشمانت نذر کرده اند.

 ائل/ میناسادات حسینی؛

بنام خدای تو، خدای همه خوبی ها...

لحظه ها را چراغانی کرده اند و ثانیه ها را به روبان عشق آذین بسته اند.

چندی است آفتابگردان ها به روشنایی جاده آمدنت شب های دلتنگ را به یاری ماه و ستاره ها رفته اند.

روز به روز عطر آمدنت نزدیک تر می شود، نرگس های نگران دامن دامن یاس و گل های محمدی را برای چشمانت نذر کرده اند.

راستی این روزها زود زود بغضمان می شکند و چشم هایمان بارانی می شود، انگار که بخواهد همه گلدسته های شهر را همین باران چشم هایمان بشوید تا به الله اکبر جمال تو همه چیز آماده باشد.

این روزها گام های پریشان انتظار را فقط زمین می فهمد...

مهربانم! می دانم می بینی مرواریدهایی را که از باغ صدف چشمانم چیده ام و برایت حلقه عشق ساخته ام.

آمین گوی همه دعاهای خسته من، نگران همه دلواپسی های من، آقای مهربان لحظه های اشک و لبخند، مسافر شهر باران و آیینه، آبرودار همه تقویم های بی جمعه ظهور، روشنی دیده رسول، منتقم روی نیلی بتول، اقیانوس شعر و شور، صاحب همه کرامت های نزدیک و دور... برایت فانوسی از "وان یکاد" روشن کرده ام.

دستگیر همه "امن یجیب "های پریشان من! صلوات خوان فاصله های تا تو نزدیک خواهم شد. تسبیحی از ستاره ها را به دست خواهم گرفت و قیامت قامتت را در لحظه های مهتابی نیمه شب به قنوت های نگران نشان خواهم داد.

فرصت سجده ها را غنیمت خواهم شمرد و به شکرانه همه نگرانی هایم برایت دعای فرج خواهم خواند.

ای به رنگ همه صبح های عهد و به طعم لحظه های ربّنا خوان دم افطار! ای نگاهت تفسیر سوره های فتح و فجر و نصر، زلال اشک هایت تفسیر کوثر و تسنیم... میدانم می شنوی مرا...

رنگین کمان خواهد آورد، آن روزی که بر سر سفره ظهور تو، همه زمین خواهد نشست و با هر چه عشق شیرینی کلامت را مزمزه خواهد کرد.

یوسف گمگشته فیروزه ترین دوری دوران! قصیده فراق را طولانی تر از این مخواه و بیت آخر را به قافیه رسیدن آهنگین کن.

دست های آبی ات را به قلب گُر گرفته اهل زمین ببخش و به توسل پنجره ها پاسخ بده.

اطلسی ها، خیمه بهار را برایت فرش کرده اند، چاره بیچارگی قاصدک های سرگردان! با آمدنت همه شعرهایم به بار خواهد نشست و سیب خواهد شد.

آقای جمعه های بی قرار بیا و پای صحبت ندبه ها بنشین و به تمنای تر احساس ما نگاهی کن.

در تلاشیم تا تو را درک کنیم و دست در دست تو در خیمه انتظار دعای فرج را مبارک تلاوت کنیم.

اکنون که در طلیعه شعبان خداییم، تو را می خواهیم یا حضرت عشق، بیا و قرار دل های بی قرار باش، بیا که زمین در تب و تاب است آقا... بیا...