تلگرام
کانال ائل در تلگرام
دنبال کنید

واپسین عاشقانه ظریف به کری در واکنش به نقض برجام؛

این چه کاری بود اخه، آدمِ ناحسابی...

شعر زیر، متن یکی از اشعار طنز شاعر جوان شهرمان، محمدرضا زارعی دولت آبادی در وصف حال و روز برجام و وزیر امور خارجه کشورمان می باشد.

این چه کاری بود اخه، آدمِ ناحسابی...

ائل/ محمدرضا زارعی؛

خیلی دلم گرفته،
از دست بی مهریات
ماها با هم حرف زدیم،
این بود تموم حرفات


ماها باحرف زدیم،
توهم بودی یادت رفت
اون شب پرخاطره،
به این زودی یادت رفت


تو اون اتاق یادت نیست،
اون همه عکس و امضا
قدم زدن دوتایی،
جلوی چشم دنیا


میخندیدم توهم هی،
میگفتی اینقد نخند
کی میدونس اخرش،
 اینطوری میزنی گَند


ماها باهم حرف زدیم،
قول دادی اصلا به من
نه یه شب و سه چار شب،
از آنکارا تا وین


اون شبی که میگفتی،
تو راه بیا تا بیام
هسته ای رو تخته کن،
هیچی دیگه نمیخوام


گفته بودم به همه،
اهل حساب کتابی
این چه کاری بود اخه،
آدمِ ناحسابی...


اگه بدونی اینجا،
چه سور و ساتی دادم
روزای بعد برجام،
مونده هنوز به یادم


قول داده بودم اینجا،
شهر چراغون کنم
گوجه که سهل حتی،
دلارُ ارزون کنم..


قول داده بودم اینجا،
به خط بشن تاجرا
دیگه با ماست مالی هم،
حل نمیشه ماجرا


خلاصه که سه ساله،
تو باد وعده هاتم،
چشم انتظار لغو،
تموم تحریماتم...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

نظرات درج شده

مجید
پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۱۶:۲۳
IR

واکنش به موشک باران داعش 3 روز واکنش به نقض برجام ؟؟؟؟؟؟؟؟

ایران جهان

شمال غرب

  • تبریز

    پنجشنبه

    ۲۷ مهر ۱۳۹۶
  • ۱۹°
  • صاف
آب و هوا

پایگاه اطلاع رسانی ائل

سرویس : فرهنگی , شناسه خبر : ۵۰۴۰۶

واپسین عاشقانه ظریف به کری در واکنش به نقض برجام؛

این چه کاری بود اخه، آدمِ ناحسابی...

شعر زیر، متن یکی از اشعار طنز شاعر جوان شهرمان، محمدرضا زارعی دولت آبادی در وصف حال و روز برجام و وزیر امور خارجه کشورمان می باشد.

ائل/ محمدرضا زارعی؛

خیلی دلم گرفته،
از دست بی مهریات
ماها با هم حرف زدیم،
این بود تموم حرفات


ماها باحرف زدیم،
توهم بودی یادت رفت
اون شب پرخاطره،
به این زودی یادت رفت


تو اون اتاق یادت نیست،
اون همه عکس و امضا
قدم زدن دوتایی،
جلوی چشم دنیا


میخندیدم توهم هی،
میگفتی اینقد نخند
کی میدونس اخرش،
 اینطوری میزنی گَند


ماها باهم حرف زدیم،
قول دادی اصلا به من
نه یه شب و سه چار شب،
از آنکارا تا وین


اون شبی که میگفتی،
تو راه بیا تا بیام
هسته ای رو تخته کن،
هیچی دیگه نمیخوام


گفته بودم به همه،
اهل حساب کتابی
این چه کاری بود اخه،
آدمِ ناحسابی...


اگه بدونی اینجا،
چه سور و ساتی دادم
روزای بعد برجام،
مونده هنوز به یادم


قول داده بودم اینجا،
شهر چراغون کنم
گوجه که سهل حتی،
دلارُ ارزون کنم..


قول داده بودم اینجا،
به خط بشن تاجرا
دیگه با ماست مالی هم،
حل نمیشه ماجرا


خلاصه که سه ساله،
تو باد وعده هاتم،
چشم انتظار لغو،
تموم تحریماتم...